|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
موفقيت تحسين برانگيز آقاي (آرميـن) اميـن طاهــري گراونــد دانشجوي رشته مکانيک ماشين هاي کشاورزي در اولين مرحله آزمون کارشناسي ارشد با ( رتبه 2) را به ايشان وخانواده محترم ، ايل بزرگ گراوند و تمام اقوام و دوستداران ايشان تبريک عرض مي نمايم. |
||
|
|
|
|
|
5 قاعده براي موفقیت تضمینی در تمام صحنه های زندگی : قاعده اول : اگر به این نتیجه رسیده ایم که کاری باید انجام شود ، پس بدون هیچ بهانه جوئی و معطلی و با جدیت کمر همت ببندیم که آن کار انجام شود . قاعده دوم : کاری که باید انجام شود را همین الان انجام دهیم . قاعده سوم : مهم نیست که از کاری که باید انجام شود خوشمان بیاید یا نه ! چون باید انجام شود پس در هر حالت و روحیه ای که باشیم با جدیت و سرسختی و یکدندگی تمام کار را انجام می دهیم . قاعده چهارم : وقتی کار انجام شد آرام نگیریم و به این بیندیشیم که کار بعدی که حتما ً باید انجام شود ، کدام است؟ قاعده پنجم : سراغ قاعده اول برویم . آنتونی رابینز |
||
|
|
|
|
|
کتاب از زبان داريوش نوشته خانم پرفسور هايد ماری کخ از ارزشمند ترين کتاب هايی است که تاكنون در زمينه فرهنگ ايران در دوره هخامنشی نوشته شده است مهمترين ويژگی اين کتاب اين است که ديدگاه يونانی درباره هخامنشيان را کنار گذاشته است . پايه اين پژوهش يافته های باستان شناسی در تخت جمشيد و شوش و ديگر نقاط امپراتوری هخامنشی است. خواندن اين کتاب جالب را به همه دوستداران تاريخ ، فرهنگ و تمدن پرشکوه و کهن ايران زمين توصيه می کنيم. نسخه الکترونيک اين کتاب توسط سايت www.mehriran.com منتشر شده است . فصل دهم اين کتاب با عنوان نگاه نهايی در واقع جمع بندی و نتيجه گيری نويسنده از مباحث مطرح شده در کتاب است که چون دربردارنده موارد جالبی است در اينجا اين فصل را با هم می خوانيم. نگاه نهايي كورش بزرگ ، بنيان گذار شاهنشاهي ايران ، از چهره هاي ممتاز تاريخ بشري است . او نه فقط بنيان نخستين امپراطوري بزرگي را نهاد ، بلكه ايرانيان را براي بيش از 200 سال به قدرتي جهاني تبديل كرد و اقدامات او تاثير فرهنگي شگرفي بر زندگي و تمدن بشري نهاد و هنرمندان ، معماران و مجسمه سازان را به پاسارگارد برد تا با ساخت بارگاه جديد او بنيان مجموعه اي را بريزند كه در شرق بي سابقه بود . كورش گردونه ي تاريخ مشرق زمين را به حركت انداخت . يهود هايي را كه به بابل تبعيد شده بودند به فلسطين بازگرداند . آن چه ما از كورش مي دانيم منظري است كه مورخان با تكيه بر دست آوردهاي باستان شناسي ابراز مي دارند . به عبارت ديگر ، با شخصيت كورش به كمك منابع دست دوم آشنا مي شويم . او و جانشين اش ، كه مدت كوتاهي حكومت كرد ، نبشته اي باقي نگذارده اند كه تصوير كامل تري از شخصيت آن ها به دست دهد. اما در مورد داريوش مطلب به گونه اي ديگر است . او گزارشگر ماهري است كه براي ايجاد امكان ارتباط ملي حتي فرمان به ايجاد خط ملي داد تا از قوانين و اصول جهانداريش سخن گويد و سايه ابهام در آن باقي نگذارد (متن کامل کتيبه داريوش كبير در نقش رستم) (( به خواست اهورا مزدا من چنينم كه راستي را دوست دارم و از دروغ روي گردانم . دوست ندارم كه ناتواني از حق كشي در رنج باشد . همچنين دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهاي ناتوان آسيب برسد . آن چه را كه درست است من آن را دوست دارم . من دوست برنده ي دروغ نيستم و من بد خشم نيستم . حتي وقتي خشم مرا بر مي انگيزد ، آن را فرو مي نشانم . من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم.)) اين است بخشي از معتقدات داريوش كه خود در سنگ نبشته اش اعلام مي كند . چنين بيانيه اي از زبان يك شاه در سده ششم پيش از ميلاد به معجزه مي ماند. از بررسي دقيق لوح هاي ديواني تخت جمشيد نتيجه مي گيريم كه داريوش واقعا با مسائل مردم ناتوان همراه بوده است . اين لوح ها مي گويد كه در نظام او حتي كودكان خردسال از پوشش خدمات حمايتي اجتماعي بهره مي گرفته اند ، دستمزد كارگران براساس نظام منضبط مهارت و سن طبقه بندي مي شده ، مادران از مرخصي و حقوق زايمان و نيز ((حق اولاد )) استفاده مي كرده اند ، دستمزد كارگراني كه دريافت اندكي داشتند با جيره هاي ويژه ترميم مي شد تا گذران زندگيشان آسوده تر شود ، فوق العاده ((سختي كار )) و((بيماري )) پرداخت مي شد ، حقوق زن و مرد برابر بوده و زنان امكان داشتند كار نيمه وقت انتخاب كنند ، تا از عهده ي وظايفي كه در خانه و به خاطر خانواده داشتند برآيند. اين همه(( تامين اجتماعي )) كه لوح هاي ديواني هخامنشي گواه آن است براي سده ي ششم پ.م . دور از انتظار است . چنين رفتاري كه فقط مي توان آن را مترقي خواند ، نيازمند ادراك و دورنگري بي پاياني بوده است و مختص شاه مقتدر و بزرگي است كه مي گويد ((من راستي را دوست دارم)) و حتي به همسران خود آموخته بود كه با تمام تار و پودشان اين راستي و عدالت را مواظبت كنند . آن ها هم درست مثل هر مستخدم و كارمند دولت هخامنشي ناگزير از پذيرش دقيق حساب رسي كليه در آمد و مخارج خود بودند و همان نظم و سخت گيري عمومي را شامل مي شدند . شاه بر كليه ي مخارج دربار خويش از جمله مخارج سفر خود و همراهانش نظارت داشت. تامين عدالت عمومي و حمايت از ناتوانان از اصول اين جهان دار بود . قانون شكني به شدت مجازات مي شد و درست كاري و وفاداري با پاداش مناسب همراه بود. آخرين بخش نبشته ي آرامگاه داريوش در نقش رستم ، به روشني و زيبايي برداشت داريوش را از يك جهان داري عادلانه بيان مي كند . در اين نبشته او مستقيما مردم كشورش را مخاطب قرار داده و ياد آور مي كند : ((تو اي بنده ! نيك بدان كه هستي ، توانايي هايت كدام و رفتارت چه گونه است . نپندار كه زمزمه هاي پنهاني و در گوشي بهترين سخن است . بيشتر به آني گوش فرا دار ، كه بي پرده مي شنوي ! تو اي بنده ! بهترين كار را از توانمندان ندان و بيشتر به چيزي بنگر كه از ناتوانان سر مي زند)) ناتوان ترين مردم مي توانستند و مي بايست در كار گروهي نقشي داشته باشند . هر مهارتي به كار گرفته مي شد و هر كسي نقش خود را در بناي اجتماعي ايفا مي كرد . داريوش به كار گروهي همه ي مردم امپراتوري بزرگ خود همواره و هميشه اشاره كرده است براي نمونه تخت داريوش ، در نگاره آرامگاه ، فراز سر نمايندگان همه ي ملت هاي امپراتوري قرار دارد و چنين است در نگاره ي آپادانا كه همه ي خلق ها با هداياي كشورهاي خود حضور دارند . بر اين همكاري عمومي كشورهاي امپراتوري در نقوش مختلف تاكيد مي شود . در حقيقت تجربه ي ديوان اداري عيلامي ها و بابلي ها ، در سيستم حكومتي هخامنشي به كمال رسيد . اين ميراث ها و تجارب در صورت لزوم متحول مي شد ، با برداشت ها و ظرايف نو در مي آميخت و نظام ديواني تازه اي پديد مي آورد كه شرط اصلي و تعيين كننده ي بقا ي نيكي سامان داد . شاهان اشتاف در سيسيل از طريق عرب ها با اين نظام آشنا شدند و آن را در مغرب زمين به كار گرفتند . در كلام نهايي ((ديوان سالاري )) امروز ما غربي ها متاثر و نشات گرفته از نظام ديواني هخامنشي است . از سوي ديگر، ايرانيان با قوانين و عادات و علائق و حساسيت هاي مردم تمامي كشور هاي زير فرمانروايي خود آشنا مي شدند ، گاه در آن ها تصرفاتي مي كردند و بار ديگر به نام قانون شاه به كشورهاي اصلي باز مي گرداندند . در اين تصرفات همواره ويژگي هاي قومي تك تك كشورها مورد توجه قرار مي گرفت و چنين بود كه قوانين شاهي در هر يك از كشورها پرداختي متفاوت داشت . اين رعايت به ويژه دين هاي گوناگون ملت هاي امپراتوري را شامل مي شد . با وجود اعتقاد استوار شاه به اهورا مزدا كه جان مايه تمامي رفتارها و قوانين وي است ، مردم امپراتوري حق داشتند خدايان قديم خود را ستايش و نيايش كنند . يهوديان در معبد سازي اورشليم حمايت مي شدند . حقوق خدايان بومي يونانيان و مخصوصا آپولون كه طرف احترام داريوش بود ، رعايت مي شد . حتي در زمان ستيز ميان ايرانيان و يونانيان ، خدايان يونانيان مورد تعرض قرار نمي گرفتند . في المثل به هنگام بازگشت از جنگ 490 پ.م. تنديس زر اندود آپولون را كه به غنيمت مي رفت ، به معبد مربوطه بازگرداندند. در فارس پرستش اهورامزدا را پذيرفته بودند و به نظر مي رسد مزداپرستي دين رسمي به حساب مي آمده است. براي اين منظور از روحانيان خاصي ، كه همزمان به كارهاي ديواني نيز مي پرداختند ، استفاده مي شد . اما در كنار صدور حواله هاي منظم نذر و نياز براي اهورامزدا ، در محدوده اي تنگ تر حواله هايي هم براي خدايان باستاني ايراني ، عيلامي و بابلي ديده شده است . البته به ميترا و آناهيتا چيزي تعلق نگرفته و هرگز حيواني براي قرباني در اختيار كسي قرار نداده اند . هر چند شاه نيايش خدا يان خاصي را ممنوع نكرده بود ، ولي ظاهرا دشمني آشكار با دين زرتشت و همچنين قرباني كردن حيوانات ، كه زرتشت به شدت مخالف آن بود ، مورد حمايت نبوده است . از اينها گذشته عموم مردم مي توانسته اند با حفظ اعتقادات خود آزادانه زندگي كنند . اين امر وقتي بيش تر جلب توجه مي كند كه هنوز در قرن بيستم به خاطر اعتقادات ديني جنگ هاي خونيني در جريان است . همكاري هماهنگ همه ي كشورهاي امپراتوري هخامنشي در هنر نيز تبلوري ويژه دارد . عناصر هنري تنها متعلق به مراكز فرهنگي كهن مانند مصر ، بين النهرين ، فينيقيه و آسياي صغير نبود ، بلكه آسياي مركزي ، مانند قلمرو سكاها نيز تاثيرات هنري خود را اعمال كرده اند . زيباترين آثار هنري و خلاق ترين هنرمندان را به مركز شاهنشاهي آورده مي شدند و در اين مركز از هم آميزي همه ي عناصر ، هنري نو ، با پرداختي نو و مستقل پديد مي آمد . تحت تاثير مستقيم شاه و دربار با شكوهش هنر هخامنشي آفريده شد و بازتاب و جلوه اين هنر نو بارديگر به قلمرو تمامي امپراتوري پرتو مي افكند . دست آورد هنري همه ي ملت هاي امپراتوري به صورت هدايا ، كه نمونه هاي هنري محسوب مي شد ، عناصر ماندني آن در هم مي تنيد و سپس از اين مركز بار ديگر به سوي هديه كنندگان باز مي گشت. نه فقط سنگ نبشته هاي شاهي ، كه رو به جامعه و مردم داشت ، بلكه هزاران متن كوچك ديواني در لوح ها ، به ما امكان مي دهد كه نگاهي كاونده و عميق بر زواياي زندگي در امپراتوري بزرگ هخامنشي بياندازيم . به واقع لوح هاي ديواني ، ياد داشت هاي كوچك و مختصر ، اما اصيل و با ارزش است . چرا كه اين يادداشت ها به عمد و به قصد پژوهش هاي اين زماني ما فراهم نيامده است . آن ها تصاوير كوچك واقعي از زمان خود دارند و هركوششي براي يافتن پيوند ميان اين دست نوشته ها به عريان تر شدن حقايق تاريخ هخامنشيان ،گرامي است . اين يكي از ارزشمند ترين راه هاي گشوده شدن چشم اندازي تازه بر آن امپراتوري است . امپراتوري بزرگي كه بسياري از آرمان هاي امروزي ما از جامعه اي باز و پيشرو در آن متحقق بوده است . اين اسناد واقعي بودن شعاري را اثبات مي كند كه آن را فرماندهي پيوسته به مردم خود گوشزد مي كرد . منبع: از زبان داريوش نوشته خانم پرفسور هايد ماري كخ ، ترجمه دكتر پرويز رجبي ، صص 345 تا 349
|
||
|
|
|
|||
|
||||
|
|
|
|
|
گزيده بيانات آيت الله خامنه اي ويژه ولادت حضرت فاطمه(س) هفته بزرگداشت مقام زن و روز مادر _ فاطمه زهرا(س) در قله بشريت قراردارد. _اسلام ميخواهد كه رشد فكري و علمي و اجتماعي و سياسي و فضيلتي و معنوي زنان به حداعلي برسد. _ مسأله حجاب بعناي منزوي كردن زن نيست. _ خانمها, سربازان خط مقدم انقلاب بودند. _ زن جايگاه بسيار اساسي و رفيعي در خانواده دارد. _ اسلام حياتي دوباره به زن بخشيد. _ حضرت فاطمه زهرا(س) الگوي زنان در طول تاريخ و براي همة نسلها و نمونة انسان كامل و طرف ملكوتي وجود انسان در ايشان متجلي است. _ ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) فرصت مغتني براي زنان مسلمان است تا هويت زن مسلمان و ارزش والاي زنان در نظر اسلام و در پرتو نظام اسلامي مورد توجه و مداقه قرار بگيرد. _ ارزش زن به اين است كه بتواند محيط زندگي خود را براي خود و براي مرد و فرزندان , يك بهشت, يك مدرسه يك محيط امن, يك جايگاه عروج به معارف معنوي و مقامات معنوي تبديل كند. _ از نظر اسلام مسير فعاليت و تلاشهاي علمي و اقتصادي و سياسي زن كاملاً باز است. _ اگر جامعه اسلامي بتواند زنان را با الگوي اسلامي تربيت كند, يعني الگوي زهرايي(س), الگوي زينبي (س),... آن وقت زن به مقام شامخ حقيقي خود نايل آمده است. _ فاطمه زهرا(س) برترين نمونه مجسم براي زنان مسلمان است. _ شخصيت حضرت زينب (س) به لحاظ علمي, معنوي, اخلاقي, تقوايي, پاكدامني و طهارت براي زنان مسلمان قابل تبعيت و پيروي محسوب ميشود. _ ارزش و عظمت زينب كبري(س), به خاطر موضع و حركت عظيم انساني و اسلامي او بر اساس تكليف الهي است. _ زن مسلمان براي انجام تمامي وظايف مهمي كه يك زن ميتواند انجام دهد, بايد از حضرت زينب(س) تعليم بگيرد. _ زن مسلمان از درون خانواده تا درون جامعه و تا مسايل علمي و سياسي و ارزشهاي اخلاقي و نيزنشان دادن منشهاي بزرگ انقلابي ميتواند به زندگي آن حضرت (فاطمه زهرا (س)) تأسي جويد. _ زنان ما بايد بدانند كه همين آگاهي و معرفت و صبر و تحمل آنان ناشي از بينش اسلامي حضرت زينب(س) بود كه توانست حادثه كربلا را اينچنين بزرگ و ماندگار در تاريخ نگه دارد و دستاوردهاي عظيم معنوي و تاريخي اين حادثه را ماندگار سازد. _ «سكينه كبري» يكي از مشعلهاي معرفت عربي در همة تاريخ اسلامي تا امروز است. _ زنان مسلمان ايراني در دنياي امروز رسالتي عظيم بر عهده دارند و بعنوان الگوي زنان جهان بايد پيام متعالي خود را در عرصههاي مختلف بشري به گوش جهانيان برسانند. _ امروز زن ايراني سرمشق و الگوي زنان مسلمان كشورهاي ديگر است. _ لقب«ام ابيها» بيانگر احساس مسئوليت فاطمه (س) است نسبت به پدر بزرگوارشان _ زندگي فاطمه زهرا(س) در همه ابعاد پر از كار و تلاش و تكامل و تعالي روحي يك انسان است. _ فاطمه زهرا(س) با آن عظمت و جلالت, در محيط خانه يك همسر است. _ شخصيت زهراي اطهر (س) در ابعاد سياسي, اجتماعي و جهادي , شخصيت ممتاز و برجستهاي است. _ اين زندگي جهادي فاطمه زهرا(س) است كه بسيار عظيم و فوقالعاده و حقيقتاً بينظير است و يقيناً در ذهن بشر چه امروز و چه در آينده يك نقطه درخشان و استثنايي است. _ از لحاظ زيبايي هنري اين سخن فاطمه زهرا(س) (خطبه حضرت زهرا(س) ) مثل زيباترين و بلندترين كلمات نهجالبلاغه و در حدّ سخنان امير المومنين (ع) است. _ تجليل از مقام فاطمه (س) تكريم ايمان, تقوا, علم, ادب, شجاعت, ايثار, جهاد, شهادت و در يك كلمه مكارم اخلاق است. _ حضرت فاطمه زهرا(س) خلاصه نبوّت و ولايت است. _ شخصيت فاطمه (س) مجسم كننده هويت حقيقي و همه جانبه يك مسلمان است. _ فاطمه زهرا(س) به عنوان الگو, معرفت, دانش , عبادت, زهد, خانهداري , جهاد, شهادت و تمام امتيازات و خصوصيات يك انسان والا و معصوم را با خود دارد. _ زندگي حضرت فاطمه زهرا(س) الگوي زندگي يك زن مسلمان است. _ حضرت فاطمه زهرا(س) از نظر انديشه اسلامي و معرفت, يكي از پيروان فكر اسلامي است. _ او فرزندان خود را در محيط اسلامي, همراه با انديشههاي اسلامي تربيت كرد و فضاي خانه او آكنده ازمعنويات اسلامي بود. _ او يك زن مبارز , پيگير, آگاه, دانشمند و در عين حال يك زن خانهدار و با توقع كم بود. _ امروز بيداري زن مسلمان از بركات بزرگ انقلاب عظيم اسلامي است. _ انتخاب چنين روزي به عنوان روز زن به معني انتخاب زيباترين, متعاليترين و مقدس ترين الگو براي زنان مسلمان, بلكه زنان همه جهان است. _ خير كثيري كه خداوند متعال در سوره مباركه كوثر مژده آن را به پيامبر داد, فاطمه زهرا(س) است. _ زن مسلمان بايد در راه فرزانگي و علم و در راه خودسازي معنوي و اخلاقي تلاش كند. _ آنچه زن ايراني را به عنصري انقلابي, سياسي , آگاه و مبارز تبديل كرده است ايمان آگاهانه است. _ عنصر اصلي تشكيل خانواده زن است , نه مرد. _ جا دارد زن مسلمان با تأمل در مفاهيم اسلامي و ارزشگذاريهاي اسلامي و با دقت در خطوطي كه در نظام اسلامي براي پيشرفت زنان و مردان پيشبيني شده است, هويت خود را بازيابي كند. _ جامعه زنان بايد كار فرهنگي در مورد زنان را در اولويت خود قرار دهند. _ زنان در اصلاح جامعه نقش بسيار برجستهاي دارند. _ زن بايستي در ميدان تلاش و جهاد عمومي و فعاليتهاي مشروع همگاني و در صحنة مبارزه با دشمن و در زمينههاي سازندگي به اشكال گوناگون و در طيف وسيع شركت و حضور داشته باشد. _ انقلاب يك سدّي را شكست و يك مسير جديدي را براي زنان بازكرد. _ انقلاب زنهاي مسلمان را آن چنان ارزش بخشيد كه هيچگاه زن ايراني در طول تاريخ خود, اينقدر موقعيت و ارزش نداشت. _ بايد زنان انديشمند و آگاه ايران اسلامي, راه روشن خود را ادامه دهند و گامها را متين و محكم بردارند. _ زن اسلامي زني است كه راه را درست ميرود, هدف را درست تشخيص ميدهد و در اين راه حاضر به فداكاري است و چنين زني عظمت ميآفريند, همچنان كه زنان ايران عظمت آفريدند. _ خانمها سربازان خط مقدّم انقلاب بودند. _ با پيروزي انقلاب جامعه ما تحولي الهي يافت و زنان در اين تحول جزء پيشگامان بودند. _ نقش زنان در انقلاب ثابت كرد كه زن در ساية ايمان و آگاهي ... ميتواند نقش اول را در تحولات تاريخي ايفا كند. _ حضور خانمها در همه مراحل انقلاب, حضوري زنده و نيرومند و قوي بود. _ بسيج يك زن در واقع بسيج يك خانواده است. _ كار بايد با كرامت و با ارزش معنوي و انساني زن منافات نداشته باشد. بايد زن را تذليل نكند, زن را وادار به تواضع و خضوع نكند. _ تحميل كار سنگين به زن ظلم به زن است. _ هر حركتي كه براي دفاع از زن انجام ميگيرد, بايد ركن اصلي آن رعايت عفاف زن باشد. حجاب براي زن به معناي عصمت و حفظ زن است. _ حفظ حجاب و حفظ عفت, حفظ خط اسلام و ايمان مردم است. _ حجاب اسلامي وسيله حفظ وصيانت عفاف انساني است. _ حجاب و پوشش زن مظلوميت و شخصيت وي بشمار ميرود. _ چادر بهترين نوع حجاب و نشانة ملي ماست. _ هر ايده و انديشه و انقلابي كه در غالب هنر نگنجد, ماندني نخواهد بود. _ بر روي مسئله حجاب كار هنري و كار زيباي تبليغي بايد صورت بگيرد. _ روش اسلام و نظام جمهوري اسلامي ايران نسبت به زن محترمانه, تكريمآميز , مصلحت انديشانه, عاقلانه و به نفع بشريت است. _ امروز زنان كشور بايد خودشان را مثل مردان موظف بدانند. _ حضور روز افزون زنان مسلمان و مومن در كسوت متخصص و استادي ماية مباهات و افتخار نظام جمهوري اسلامي است. _ اسلام از مردي كه به زن و دختر خود ظلم كند, متنفّر و بيزار است. _ زن مسلمان با حجاب، امنيت خود و مردان را در جامعه تأمين ميكند. _ زن امروز ايران در صحنه علم و سياست و هنر و در گونه گونه فعاليتهاي اجتماعي از گذشته بسي فعالتر و ميداندارتر است. _ اولين پاسخدهندگان به همه دعوتهاي بزرگ انقلابي بانوان هستند. _ زن بايد با ايمان و آن هم ايمان آگاهانه زيور يافته باشد تا او را بتوان بعنوان يك الگو به حساب آورد _ از نظر اسلام زن بايد به مثابه يك عنصر انساني تمام مراحل كمال انساني را بپيمايد. _ روز مبارك زن، روز شرافتمندي عنصر تابناكي كه زيربناي فضيلتهاي انساني و ارزشهاي والاي خليفهالله در جهان است. _ حضرت فاطمه زهرا(س) برترين نمونه مجسم براي زن مسلمان است. _ پايبندي به اصالتها و ارزشهاي معنوي رسالت امروز زنان مسلمان است. _ بايد زنان انديشمند و آگاه ايران اسلامي راه و روش خود را ادامه دهند. _ ملت ايران امروز به بركت انقلاب قادر گشته است كه نظرگاه جديدي در باب زن و ارزشهاي او ارائه كند. _ زن ميتواند بعنوان يك مبارز، يك سلحشور، يك مجاهد فيسبيلالله در صحنة جامعه ظاهر شود. _ عمل به سيرة بانوي بزرگ اسلام زهراي اطهر(س) وظيفة شيفتگان عصمت و طهارت است. _ زنان مسلمان بايد خود را از درياي معرفت و كرامت حضرت فاطمه (س) بهرهمند سازد. _ زهراي اطهر(س) در زندگي پيامبر اسلام و عليبن ابيطالب به مانند نوري ميدرخشيد. _ مادر، از هر سازندهاي سازندهتر و با ارزشتر است. _ يك كشور نميتواند از نيروي كار زنان در عرصههاي مختلف بينياز باشد. _ ما به زنان مسلمان خودمان افتخار ميكنيم. _ زن سرشار از ارزشهاي اسلامي و انقلابي است. _ اين عظمت اسلام است كه در چهرة زنان انقلابي ما در دوران انقلاب آشكار شد.
|
||
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
||