تبليغاتX
عشق معلمی

 

سلام بر آل یاسین! سلام بر تو که ندیده تو

را عاشق شدیم.



مهدیا! ما شهادت می دهیم که عصیان ما غیبت

تو را طولانی ساخت و معترفیم به اینکه جهالت ما بر قلب

پرعطوفت تو زخمها زده است. ما شهادت می دهیم که کتاب تو را

نخوانده بستیم و بعضا تو را نشناخته معرفی کردیم. ما شهادت

می دهیم که پیروانی ناسپاس بودیم و دشمنانت را بر تو جری

ساختیم.



اما، اما ای رفیع تر از مسند عشق! بر ما

ببخش قصورمان را که قاصریم و دعا کن بر هدایتمان که

گمراهیم و مران ما را که رمیدگان درگه نامحرمانیم.





نگارا! تو را دوست می داریم و قسم به

چشمانت که این بار دروغ نمی گوییم. هجر تو بر ما چه گران

آمد .



ای معشوق ما که در عشقبازی ممتازی و در

محبت استادی. ای آیینه کمال خلقت و ای زیباترین مصداق حضور

خدا، اعجاز کن. ای معروف خدا! از احرام انتظار خارج شو و

اعتکاف هجران را بشکن. روزه غربت را افطار کن و نقوس

مردگان را زندگی بخش.



دلبرا! چمن چمن نرگسان بر آستانت خیمه

زدند و در اشتیاق جمعه موعود گریبان می درند. نسیم نسیم در

پی تو می وزند تا یک پیچک موی تو را بنوازند. عندلیب

عندلیب نغمه کنان بال می سایند که واژه ای از اشعار تو را

بربایند.



یارا! دستانمان را می گشاییم تا به شبنم

پیشانی تو وضو سازیم و سر می ساییم بر عبادت تا به غبارش

سجده کنیم.



ای سبزتر از برگ بهشت خوشبوتر از عطر

سرشت! رقیبانت را در خاکستر توبه دفن کردیم تا فقط با تو

دلدادگی کنیم.



بدخواهانت را به سنگ نفرین مغضوب کردیم و

بدصفتان نامرد را به دشنام بی غیرتی تازیانه زدیم.



نفسا! فرصتی ده تا به یمن عهد دوباره،

چرخش غیبت تو به حرکت درآید و ریسمان هجران تو بریده شود

ما بیداریم، بیدار از بد ایمانی و بد عهدی. ما تو را چون

نگین سلیمان به میان خواهیم گرفت و افتخار سربازی تو را به

گذشتگان و آیندگان فخر خواهیم فروخت.



موعودا بیا! و دستان ما را بگیر و تا عرش

خدا بالا بر. صوت خویش را آشکار کن تا به مناجات تو بیدلان

بسوزند و انتظار به سرآید .



بی تو لبها به خنده مباد و نرگس چشمان بی

تو گریان باد. ای واصل زمین و آسمان! ای وارث آدم تا خاتم!

ای آخرین برهان روشن! بی تو دلتنگی ما را پایان نیست. بی

تو گذر زمان را توان دیدن نیست. بی تو عشق را نگاه باور

نیست. شمع در فراغت اشکریز است و گل برگ ریز و ما در عجبیم

که با وجود این حزن و اندوه ، زندگی همچنان در چرخش است.





بگذار برایت بگرییم. بگذار بر دلتنگی مان

ندبه کنیم. بگذار با پرندگان ناله زنیم و بگذار چون آسمان

ابری شویم. می خواهیم بار دیگر با تو عهد بندیم اما

نشکنیم. می خواهیم با تو بمانیم اما نه تا ساحل که تا

دریا.



آفتابا! از چه در پرده غیبت ، رخ برگرفتی

! این حجاب را کدام دست زمان کنار خواهد زد. این سر، سر به

مهر، به چه سان شکسته خواهد شد؟ به کدام تضمین پس از

یافتنت تو را از دست نخواهیم داد؟ کدام دلی را یارای فصل

بعد از وصل خواهد بود؟



مقصدمان چه بعید و دور است از تو، چه سخت

است باور گم شدن تو، نه... تو پیدایی و این ماییم که

گمشدگانیم

تا بعد...

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/25ساعت 3:25  توسط  مهرعلي گراوند   | 

ســــلام ، عزيزم خوش آمدي

ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست

یا که من بسیار مستم یا سازت ساز نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 21:50  توسط  مهرعلي گراوند   | 

نو آوری در آموزش و پرورش چگونه و از کجا باید شروع شود؟

سرعت‌ فوق‌العاده‌ تحول‌ در همه‌ شئون‌ زندگانی‌ بشر، بویژه‌ در حوزه‌ تولید، ارتباط‌ و مبادله‌ اطلاعات‌ از یک‌ سو و نزدیک‌ شدن‌ و به‌ هم‌ پیوستن‌ سرنوشت‌ کشورها به‌ یکدیگر از سوی‌ دیگر، نوعی‌ انگیزه‌ اجتماعی‌ پدید آورده‌ است‌ که‌ می‌توان‌ آن‌ را نوجویی‌ و نوآوری‌ نامید. این‌ انگیزه‌ و ناخشنودی‌ها و ناخرسندی‌های‌ همراه‌ آن‌ در بسیاری‌ از اجتماعات‌، بخصوص‌ کشورهای‌ در حال‌ پیشرفت‌، زمینه‌ را برای‌ اصلاحات‌ و گاه‌ انقلاب‌های‌ سیاسی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ و از جمله‌ نوسازی‌ نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ فراهم‌ کرده‌ است‌ و مردم‌ این‌ اجتماعات‌ درباره‌ وضع‌ خود و چگونگی‌ تعلیم‌ و تربیت‌ فرزندان‌ خویش‌ به‌ چون‌ و چرا می‌پردازند.

آنها گاه‌ چنان‌ شیفته‌ نو و نوآوری‌ می‌شوند که‌ سنت‌های‌ سنجیده‌ برآمده‌ از میراث‌ فرهنگی‌ خود و امکانات‌ و شرایط‌ نوسازی‌ و نوآوری‌ را از یاد می‌برند و در میان‌ کهنه‌ و نو سردرگم‌ می‌مانند. بنابراین‌، برای‌ آنکه‌ نوسازی‌ و نوآوری‌ سودمند و ممکن‌ باشد، نخست‌ باید به‌ پرسش‌های‌ زیر پاسخ‌ داد:

1- مقصود از نوسازی‌ و نوآوری‌ در آموزش‌ و پرورش‌ چیست‌؟ و ملاک‌ و معیار بازشناسی‌ نو از کهنه‌ کدام‌ است‌؟

2- به‌ فرض‌ اینکه‌ اندیشه‌ یا طرح‌ نو در نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ بطور کلی‌ تعریف‌ شده‌ باشد، برای‌ عملی‌ ساختن‌ آن‌ چه‌ شرایطی‌ را باید فراهم‌ آورد؟

3- نوسازی‌ در آموزش‌ و پرورش‌ را چگونه‌ و از کجا باید آغاز کرد؟

نو سازی و نوآوری‌ در آموزش‌ و پرورش‌ چیست‌؟

کهنه‌ بودن‌ به‌ چیزی‌ یا اندیشه‌ یا رفتاری‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ با شرایط‌ تازه‌ سازگار نباشد و نتواند نیازهای‌ تازه‌ را برآورده‌ کند. در حقیقت‌، این‌ عدم‌ انطباق‌ است‌ که‌ آدمی‌ را به‌ نوجویی‌ و نوآوری‌ برمی‌انگیزد. همواره‌ نیازهای‌ جدیدی‌ که‌ براثر تغییر شرایط‌ زندگانی‌ سربرمی‌آورند نیازها، اندیشه‌ها و ارزش‌های‌ نویی‌ را در ذهن‌ ما پدید می‌آورد و ما را برای‌ یافتن‌ طرح‌ نو به‌ تکاپو وا می‌دارند. البته‌ همه‌ افراد چنین‌ نیازهایی‌ را به‌ یک‌ اندازه‌ احساس‌ نمی‌کنند و توانایی‌ نوجویی‌ و بالاتر از آن‌، توان‌ نوآوری‌ را ندارند، بدین‌ سان‌ جامعه‌ به‌ گروه‌های‌ گذشته‌ گرا و حال‌گرا یا آینده‌نگر و نوآور تقسیم‌ می‌شود و سرانجام‌ کسانی‌ در این‌ عرصه‌ به‌ زمینه‌ سازی‌ تحول‌ جامعه‌ و الگوها یا سبک‌های‌ زندگانی‌ نایل‌ می‌شوند که‌ روحی‌ آفرینشگر یا خلاق‌ دارند و این‌ تحول‌ را پیشاپیش‌ احساس‌ کنند.
نوکردن‌ نخست‌ باید از جایی‌ آغاز شود که‌ به‌ آموزش‌ دانش‌ها و مهارتهای‌ جدید و یادگیری‌ عمیق‌تر و سریع‌تر می‌انجامد. در واقع‌ در وهله‌ اول‌ باید جهتی‌ را مشخص‌ کرد که‌ سیاست‌ آموزش‌ و پرورش‌ و برنامه‌ریزی‌ها و تعیین‌ روش‌ها در آن‌ جهت‌ سیر می‌کند در واقع‌ در نوآوری‌ که‌ می‌توان‌ یا باید در نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ پدید آید، تعیین‌ غایت‌ها یا مقاصد عالی‌ آموزش‌ و پرورش‌ و سپس‌ هدف‌های‌ کلی‌ و آنگاه‌ اهداف‌ آموزشی‌ در مرتبه‌ نخست‌ قرار دارد و در اینجا سلسله‌ مراتبی‌ متصور است‌ که‌ نخست‌ باید آن‌ را مشخص‌ کرد و این‌ کار شاید، ضروری‌ترین‌ و در عین‌ حال‌ دشوارترین‌ کاری‌ باشد که‌ مسوولان‌ نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ با مشارکت‌ اندیشمندان‌ و دانشمندان‌ علوم‌ انسانی‌، بویژه‌ علوم‌ تربیتی‌ باید انجام‌ دادن‌ آن‌ را عهده‌دار شوند.

شرایط‌ اجرای‌ طرح‌های‌ نو در آموزش‌ و پرورش‌

نخستین‌ شرط‌ اجرای‌ موفقیت‌آمیز طرح‌های‌ نویی‌ که‌ ذکر آنها گذشت‌، این‌ است‌ که‌ زمینه‌ برای‌ اجرای‌ آنها از جهات‌ گوناگونی‌ فراهم‌ شده‌ باشد.

تاریخ‌ آموزش‌ و پرورش‌ معاصر ایران‌، نشان‌ می‌دهد که‌ در گذشته‌، طرح‌های‌ نوسازی‌ یا بازسازی‌ آموزش‌، چون‌ مقدمات‌ اجرای‌ آنها فراهم‌ نشده‌ بود، هرچند منطقی‌ به‌ نظر می‌رسیدند و به‌ کاربستن‌ آنها به‌ صلاح‌ ملت‌ بود، بطور ناقص‌ به‌ اجرا درمی‌آمدند و به‌ جای‌ اینکه‌ سودمند باشند، وضع‌ را پیچیده‌تر و آشفته‌تر می‌ساختند، یا پس‌ از چندی‌ به‌ فراموشی‌ سپرده‌ می‌شدند.

در واقع‌، نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ عناصر سازنده‌ آن‌ را نمی‌توان‌ یکسره‌ و از بیخ‌ و بن‌ از میان‌ برداشت‌ و نظام‌ یا عناصر کاملا جدید و از جمله‌ برنامه‌ها و روش‌های‌ به‌ کلی‌ نو را به‌ جای‌ آنها گذاشت‌، زیرا اولا عناصر این‌ نظام‌ به‌ هم‌ پیوسته‌اند و بر روی‌ هم‌ تاثیر متقابل‌ دارند. ثانیاص چنانکه‌ جامعه‌شناسان‌ معاصر نشان‌ داده‌اند، نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ روی‌ هم‌ با نهادهای‌ اجتماعی‌ دیگر رابطه‌یی‌ تنگاتنگ‌ دارد، در آنها تاثیر می‌کند و از آنها تاثیر می‌پذیرد و وقتی‌ بدون‌ توجه‌ به‌ این‌ پیوندها و به‌ صرف‌ تقلید از الگوهایی‌ که‌ به‌ جامعه‌ دیگری‌ تعلق‌ دارند یا جهان‌بینی‌ تازه‌یی‌ که‌ رایج‌ شده‌ است‌، به‌ تغییر دادن‌ تمامی‌ یا بخشی‌ از نظام‌ مذکور می‌پردازیم‌ غالبا نه‌ تنها نتیجه‌یی‌ مطلوب‌، که‌ نوسازی‌ و یا بازسازی‌ آن‌ است‌، به‌ دست‌ نمی‌آید بلکه‌ آشفتگی‌ها و سردرگمی‌های‌ تازه‌یی‌ به‌ وجود می‌آورد که‌ ترمیم‌ آنها گاه‌ بسیار دشوار است‌.

نوآوری‌ در آموزش‌ و پرورش‌ را از کجا و چگونه‌ باید آغاز کرد؟

نخستین‌ گام‌ در این‌ کار، شناخت‌ وضع‌ موجود و کمبودها و کاستی‌های‌ آن‌ در مقایسه‌ با وضع‌ مطلوب‌ ، یعنی‌ وضعی‌ است‌ که‌ نیل‌ به‌ هدفهای‌ جدید را ممکن‌ می‌سازد. گام‌ دوم‌ فراهم‌ کردن‌ شرایطی‌ است‌ که‌ در آن‌ الگوهای‌ نو می‌توانند صورت‌ علمی‌ به‌ خود بگیرند در اینجا، بدیهی‌ است‌ که‌ به‌ محص‌ مشاهده‌ کمبودهای‌ وضع‌ موجود نمی‌توان‌ از الگوهایی‌ که‌ در فرهنگ‌ و اوضاع‌ اجتماعی‌ دیگری‌ ساخته‌ و پرداخته‌ شده‌اند تقلید کرد. گام‌ سوم‌ آگاه‌ ساختن‌ گروه‌های‌ درگیر در کار از فایده‌ و ضرورت‌ نوآوری‌ مورد نظر است‌. به‌ علاوه‌، به‌ موازات‌ این‌ کار باید گروه‌های‌ مختلف‌، بویژه‌ خانواده‌ها را در جریان‌ گذاشت‌ و با جلب‌ موافقت‌ آنان‌ با کاری‌ که‌ باید انجام‌ گیرد، آنان‌ را به‌ همکاری‌ برانگیخت‌. تجربه‌ نشان‌ می‌دهد که‌ هرگونه‌ نوآوری‌ در آموزش‌ و پرورش‌ بیش‌ از آنکه‌ در بدنه‌ نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ دگرگونی‌ پدید آورد و برای‌ آنکه‌ به‌ نتیجه‌ برسد، باید در محیط‌های‌ پرورش‌ به‌ اصطلاح‌ غیررسمی‌ (خانواده‌ها، رسانه‌های‌ جمعی‌، مساجد و...) پذیرفته‌ شده‌ باشد.

پرسش‌ دیگری‌ که‌ در این‌ زمینه‌ قابل‌ طرح‌ است ‌، این‌ است‌ که‌ نوآوری‌ها را پس‌ از آنکه‌ هدفمند شدند و شرایط‌ اجرای‌ آن ها فراهم‌ آمد، آیا باید از مقاطع‌ پایین‌(مثلا از دوره‌ ابتدایی‌) آغاز کرد یا از مقاطع‌ بالا (مثلا دانشگاه)؟

به‌ نظر ما چون‌ نخست‌ باید فایده‌ و ضرورت‌ هر نوع‌ نوآوری‌، به‌ وسیله‌ کارگزاران‌ آموزش‌، یعنی‌ معلمان‌ و مربیان‌ درک‌ و قبول‌ شود،بهتر است‌ نوآوری‌،دلایل‌ و شیوه‌های‌ اجرای‌ آن‌ برای‌ دانشگاهیان‌ و مربیان‌ آینده‌ روشن‌ باشد و به‌ وسیله‌ این‌ گروه‌ آگاه‌سازی‌ گروه‌های‌ دیگر جامعه‌ انجام‌ گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/16ساعت 12:52  توسط  مهرعلي گراوند   | 

ماه من

ماه من غصه چرا؟

آسمان را بنگر كه هنوز٬

بعد از صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد

غم و اندوه ٬ اگر هم روزی ٬ مثل باران بارید

با دل شیشه ای ات ٬ از لب پنجره عشق زمین خورد و شكست

با نگاهت به خدا

چشم شادی وا كن و بگو با دل خود

كه خدا هست هنوز

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 10:57  توسط  مهرعلي گراوند   | 

موفقیت

بالاترین آروزی بشر،کسب موفقیت است. موفقیت امری نسبی است و تعریف واحدی نیز ندارد. برخی معتقدند که موفقیت رسیدن به آمال و آرزوهاست و رضایت خاطری است که در رسیدن به هدفی پدید می آید. موفقیت هدف زندگی است. همه تلاش و کوشش می کنند تا به موفقیت برسند و همه کس خواهان و طالب آن هستند. راه موفقیت همیشه در حال ساخت است و در مسیر اتفاق می افتد و نه در پایان راه. تلاش کردن، پشتکار داشتن و تسلیم نشدن بر مشکلات راز موفقیت است. برای گام برداشتن در کسب موفقیت ابتدا باید اهداف مشخص شوند. بدون تعیین هدف و برنامه ریزی نمی توان به موفقیت رسید. موفقیت پایان کار نیست بلکه آغاز راه است. موفقیت از طریق شانس و اقبال یا به صورت تصادفی حاصل نمی شود بلکه مدیون تصمیمات و سعی و تلاش هر کسی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/07ساعت 13:57  توسط  مهرعلي گراوند   | 

تحصیلات پایه

آموزش ابتدایی در اکثر استانها ، باستثناء مدارس برلین و براندِنبرگ (6 سال)، 4 سال بطول می انجامد. سیستم آموزش در مدارس متوسطه (کلاس 7/5 تا 13/12) به رشته های گوناگون تقسیم می شود و به فارغ التحصیلان هردوره مدرک رسمی اعطاء می گردد. برنامه تحصیلی هنرستان ها (کلاس 11/10 ببالا) به اخذ گواهینامه تحصیلات عمومی می انجامد. نظام آموزش عمومی و حرفه ای شامل دبیرستان های عمومی، مدارس ویژه معلولین و عقب افتادگان ذهنی و هنرستان های تمام وقت و پاره وقت (کلاس 11/10 ببالا) است. مدارس متوسطه عمومی برای تامین خدمات آموزش اجباری به 4 گروه تقسیم شده است. حوزه فعالیت (تک دوره ای یا چند دوره ای بودن) دبیرستان ها توسط مراجع استانی تعیین می شود. تحصیلات متوسطه جزو نظام آموزش اجباری بشمار می رود و برای همگان رایگان است. کتب و سایر ملزومات بطور رایگان یا بصورت امانتی در بین محصلین توزیع می شود. از کلاس 10 ببالا، محصلین کم بضاعت از انواع و اقسام مساعدت ها (بورسیه) بهره مند می گردند.

تحصیلات عالی

مراکز آموزش عالی دولتی و خصوصی به 3 گروه – دانشگاه و مراکز آموزش عالی دانشگاهی (مدارس عالی فنی/ دانشگاه های فنی ، مدارس تربیت معلم )، کالج هنر و موسیقی و دانشگاه های علوم کاربردی - تقسیم می شود. از دهه 90 میلادی، ساختار برنامه های تحصیلی در مقطع آموزش عالی دستخوش اصلاحات بنیادین شده است. اصلاحات شامل تجدید نظر در مواردی چون طول مدت تحصیل و تفکیک دوره های حرفه ای از دوره های آکادمیک است. یکی از اولویت ها در برنامه اصلاحات، توسعه دانشگاه های علوم کاربردی جهت پوشش دوره های پژوهشی و تکنولوژیکی است. با به اجرا درآمدن اصلاحات اخیر در قانون آموزش عالی دولت مرکزی (مصوب 1998 و 2002)، بر دامنه اختیارات مراجع استانی افزوده خواهد شد (جهت انطباق با شرایط جدید، اصلاحات در مقررات محلی از هم اکنون آغاز شده است). از طریق اعطاء اختیارات تام و دامن زدن به رقابت تنگاتنگ، امید است راندمان مراکز آموزش عالی بمیزان قابل ملاحظه ای بهبود یابد. ساختار پرسنلی و ضوابط گزینش نیرو نیز مشمول اصلاحات سال 2002 می باشد. آکادمی های حرفه ای از دیگر انواع مراکز آموزش عالی در کشور بشمار می روند. این مراکز تابع سیستم دو منظوره فنی و حرفه ای در مقطع آموزش عالی می باشند. مدرک رسمی دوره ها مشمول مقررات اتحادیه اروپا در خصوص فعالیت های آموزش عالیست (قطعنامه کنفرانس 1995 وزراء آموزش و پرورش و امور فرهنگی استان ها) و به قبول شدگان در آزمون نهایی اعطاء می شود.

مراحل تحصیلی

مرحله اول دانشگاهی:


دانشگاه های علوم کاربردی (دیپلم عالی/ لیسانس): برگزار کننده دوره های دیپلم عالی در رشته های مهندسی، اقتصاد، مددکاری، مدیریت عمومی و حقوقی و بهداشت و درمان. مدرک دیپلم عالی به قبول شدگان در آزمون دیپلم عالی (بعنوان مثال، دیپلم عالی مهندسی ). مدرک رسمی دانشگاه های علوم کاربردی دارای پسوند اِف.اِچ (مخفف نام مرکز به آلمانی) است. براساس ضوابط مربوط به زمان دوره ها ، هر دوره رسمی در دانشگاههای علمی و کاربردی باید ظرف 8 نیمسال (2 نیمسال = 1 سال تحصیلی) تکمیل شود (شامل 1 یا 2 نیمسال آموزش عملی). موفقیت در آزمون نهایی جواز ورود به جامعه حرفه ای مورد نظر است.


بعضی از دانشگاه های علوم کاربردی، همانند آکادمی های حرفه ای، به دوره های حین اشتغال نیز روی آورده اند (بالاخص در رشته های مهندسی و مدیریت بازرگانی). ایندوره ها اصطلاحا دوره های تحصیلی 2 منظوره می نامند. داوطلبین به امر آموزش یا هر حرفه دیگر اشتغال دارند. دانشگاه های علوم کاربردی در مقطع کارشناسی (منتهی به لیسانس ) و کارشناسی ارشد (منهی به فوق لیسانس) نیز دانشجو می پذیرند. سیستم فارغ التحصیلی جدید (1983) مکمل سیستم کاردانی (دیپلم عالی) مرسوم در دانشگاه های علوم کاربردی است.


دانشگاه ها: برگزار کننده دوره های کارشناسی (عموما 2 سال) و کارشناسی ارشد. در پایان مقطع کارشناسی، فارغ التحصیلان به دریافت دیپلم کارشناسی - که جواز عبور به مقطع کارشناسی ارشد خواهد بود – نائل می گردند (مدرک رسمی صادر نمی شود). در سال 1998 (1377)، سیستم جدید تحصیلات پیوسته (لیسانس) برای نخستین بار در دانشگاه به اجرا در آمد. دوره ها حداقل 3 سال (حداکثر 4 سال) بطول می انجامد و اکثر فارغ التحصیلان جذب بازار اشتغال می شوند.


مرحله دوم دانشگاهی (فوق لیسانس) :


در مقطع کارشناسی، آموزش ها وارد مرحله تخصصی تر می شود و تمامی دوره ها به آزمون نهایی ختم می گردد. دروه کارشناسی ارشد حداقل 5 نیمسال بطول می انجامد و فارغ التحصیلان به دریافت دیپلم کارشناسی ارشد نائل می آیند. مدرک لیسانس فقط توسط دانشگاه صادر می شود (عموما در رشته های هنر و انسانی) و منوط به قبولی در آزمون تخصصی است. برنامه آموزش یا حول 2 گرایش اصلی و یا ترکیبی از 1 گرایش اصلی با 2 گرایش فرعی دور می زند. فوق لیسانس نخستین مدرک رسمی دانشگاهی بشمار می رود و فقط تحت يك عنوان (مشترکا برای تمامی رشته ها) صادر می شود. در دوره های جدید پیوسته، مقطع کارشناسی 3 تا 4 سال و مقطع کارشناسی ارشد 1 تا 2 سال بطول می انجامد.


مرحله سوم دانشگاهی (دکترا) :


دوره دکترا فقط در دانشگاه ها برگزار میشود. پذیرش فارغ التحصیلان دوره های رسمی دانشگاه های علوم کاربردی محدود به ضوابط خاص است. مقطع دکترا – برای فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی (دارندگان دیپلم کارشناسی ارشد/ فوق لیسانس) 2 تا 4 سال است و حول محور تحقیقات انفرادی، جمع بندی نتایج بدست آمده و تنظیم آن در قالب رساله می چرخد. اخذ مدرک دکترا منوط به دفاع موفقیت آمیز از رساله و یا کسب قبولی در آزمون شفاهی است. دوره فوق دکترا به هدف ارزیابی مهارت های آموزشی و پژوهشی داوطلبین در رشته تحصیلی آنان برگزار می شود. مدرک فوق دکترا توسط دانشگاه ها و مراکز هم رتبه صادر می گردد و مبتنی بر ارزیابی بعمل آمده از رساله تنظیمی و سخنرانی ایراد شده (سمینار) است. بر اساس اصلاحات سال 2002 (1381)، از تاریخ مزبور، شرط احراز مدرک فوق لیسانس برای تدریس در دانشگاه ها منتفی می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/07ساعت 13:38  توسط  مهرعلي گراوند   | 

كاش ما را با عزيزان آشنايي ها نبود يا اگر بود اين همه درد جدايي ها نبود
كي روا باشد زغن در باغ و بلبل در قفس كاش در كار بشر اين ناروايي ها نبود
خنده هاي آشنايي گريه ها دارد ز پي اي خدا چون بود اگر اين آشنايي ها نبود
خانه جان من وتو پرتو مهتاب داشت گر در اين آينه زنگ بي صفايي ها نبود
ناز معشوق از نياز عاشقان بالا گرفت ورنه پاداش محبت بي وفايي ها نبود
خودپسندي قطره را از وصل دريا دور كرد سر سبز حق مي شد اگر خوستايي ها نبود

نمي دانم چه مي خواهم خدايا، به دنبال چه مي گردم شب و روز
چه مي جويد نگاه خسته من، چرا افسرده است اين قلب پرسوز
ز جمع آشنايان مي گريزم، به كنجي مي خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تيرگيها، به بيمار دل خود مي دهم گوش
گريزانم از اين مردم كه با من، به ظاهر همدم و يكرنگ هستند
ولي در باطن از فرط حقارت، به دامانم دو صد پيرايه بستند
از اين مردم كه تا شعرم شنيدند، برويم چون گلي خوشبو شكفتند
ولي آن دم كه در خلوت نشستند، مرا ديوانه اي بدنام گفتند
دل من اي دل ديوانه من ، كه مي سوزي از اين بيگانگي ها
مكن ديگر ز دست غير فرياد، خدا را بس كن اين ديوانگي ها

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/03ساعت 11:11  توسط  مهرعلي گراوند   |