تبليغاتX
عشق معلمی

1. متواضع و فروتن باشد و از کبر و عجب پرهیز نماید و از انجام اموری که در عهده و توانایی او نیست خودداری کند .

2. از فراگرفتن چیزی که نمی داند استنکاف ننما ید و تصنٌع و صحنه سازی نسبت به چیزی که می داند بکار نبرد .

3. روش او در تربیت، عمل به علم باشد! یعنی به چیزی که د یگران را به آن امر می کند عامل باشد و همه حالات و سکنات او حاکی از کمال و وقار باشد .

4. برای پیشگیری از سوء رفتار شاگردان و جلوگیری از ارتکاب خلاف آنان با اشاره و کنایه عمل نماید و در صورت لزوم ، آشکارگو یی و تصریح او برای شاگردان همراه با لطف و محبت و صبر و مودٌت باشد و شاگردان را جهت تخلف و سوء رفتار سرزنش و تو بیخ ننماید زیرا آشکار گو یی و بیان صریح هیبت و ابهت مربیان را از هم می گسلد و موجب جرأت و جسارت شاگردان در انجام عمل سوء اخلاقی می گردد .

5. در جهت تقویت اعتماد به نفس دانش آموزان کوشا باشد زیرا اگردانش آموز دچار عدم اعتماد به نفس گردد دائماً خود را از امور محوله ناتوان می یابد و این خطری است که اگر پیشگیری نشود دانش آموز دچار مشکلات رفتاری می گردد .

6. جهت پیشبرد اهداف تربیتی و آموزشی در محیط های آموزشی از محرک هایی چون تحسین ، تقدیر ، تشویق و تحریض ، ترغیب ، پاداش و نظایر آنها استفاده نماید

7. خوبی ها را افشا کند و بدی ها و عیب ها را بپوشاند و زشتی را آشکار نکند زیرا این خود باعث می شود که بدی ها و زشتی های فاعل عمل کم شود .

8. تصور صحیحی از خود داشته باشد و خویش را چنان که هست بپذیرد و در غیر این صورت نمی توان شایستگی ها و لیاقت های خود را تشخیص دهد و همواره مضطرب و منتظر و در حال احتیاط باقی می ماند و بجای ابتکار و خلاقیت پیوسته در صدد کشف روش هایی است که عدم صلاحیت او را بپوشاند.

9. در کلاس به جهت رشد و شخصیت اجتماعی دانش آموزان به اصول ارتباط کلام توجه کافی بنماید .

10. نسبت به آنچه که می خواهد تعلیم دهد آگاه باشد و عنایت داشته باشد که نیمی از شرایط حسن اداره کلاس به این امر اختصاص دارد .

11. دارای ثبات عاطفی باشد که بهترین عامل جلب اعتماد دانش آموزان نسبت به معلم می باشد

12. در صورت بروز رفتار نامناسب از سوی دانش آموز رفتارهای گذشته او را بر علیه آنان بکار نگیرد و به عبارتی گذشته نا مطلوب او را همچون بر چسبی بر پیشانی فراگیر نزند.

13. در هنگام رسیدگی به رفتارهای نابجا و یا در هنگام تغییر رفتار دانش آموزان به زمینه اساسی و احتیاجات او توجه نماید.

14. خود را کامل نداند و دائماً در صدد ایراد گرفتن از دیگران نباشد که روش فوق زمینه را جهت بروز رفتارهای نامناسب فراهم می سازد .

15. دانش آموز را به عنوان یک انسان قبول داشته باشد و او را درک کند از ارزشیابی شخصیتی او خصوصاً جنبه های منفی شخصیت در حضور جمع اجتناب ورزد .

16. به عنوان یک الگوی رفتاری باید در افکار و اعمالش ثبات داشته باشد و تصمیم گیری او متأثر از حالات هیجانی او نباشد.

17. عنایت داشته باشد که دانش آموزان با اظهار نظر معلم و مربی در مورد خودشان خیلی اهمیت می دهند، لذا چنانچه آنان احساس کنند که ارزشیابی معلم بدون غرض بوده و با رعایت کامل انصاف صورت گرفته است، برای آن ارزش قائل می شوند . و در نواقص و نقاط ضعف خود تلاش می کنند. ولی اگر ارزشیابی منصفانه نباشد، موجب کینه و عناد و در نتیجه دوری گزیدن آنان از مربی و یا معلم می شود که پی آمد های نامطلوب دیگری را نیز در بر خواهد داشت .

18. بطور مستمر از کار خود ارزیابی به عمل آورد یعنی با توجه به هدف های آموزش و رفتاری که در شروع درس در نظر دارد. بیندیشد که تا چه حد به هدف های خود نائل گردیده است و تا چه حد توانسته است در دانش آموزان نفوذ کند و مورد تأیید واقع شود .

19. خوش صحبت بوده و دارای قدرت بیان باشد. زیرا قدرت بیان و نفوذ کلام معلم در ایجاد رابطه با دانش آموزان و تفهیم مطالب درسی به آنان بسیار مؤثر است.

20. از لحاظ وضع ظاهری مرتب و آراسته باشد. به عبارت دیگر پوشش و آرایش او در عین سادگی متناسب با محل و فضا ی آموزشی باشد و همواره پاکیزگی و نظافت را رعایت نماید.

21. در عین معلم بودن، مربی نیز باشد یعنی علاوه برتعلیم دانش آموزان، به تزکیه و تهذیب اخلاق آنان اهتمام ورزد و بررسی نماید که این درس آموزی ها تکالیف دادن ها تشویق ها و یا تنبیه ها چه اثری در کار شاگرد می گذارد.

22. از برنامه های تکراری وغیر ضروری پرهیز نماید ودارای ابتکار وخلاقیت باشد.

23. همچون یک باغبان تمام وجود واندیشه اش رادر خصوص شکوفایی دانش آموزان که گردانندگان جامعه فردا می باشند بکار گیرد.

24. شاگردان خود را بهترین دوستان وحتی فرزندان خود محسوب نماید وراه رسم کاروروش تصمیم گیری در یک امررابا آنان در میان بگذارد.

25. با خلوص نیت وقصد خدمت کار کند و توقٌع تقدیر،جز از خدای سبحان نداشته باشد.

26. به تحولات جوامع آگاه باشد.

27. عملش، قولش راتکذیب نکند.

28. حتی الا مکان ازوضع خانوادگی ،طرزفکر، رفتار و استعداد دانش آموز آگاه باشد.

29. نجیب ،آزاده ، پاکدل ، شکیبا ، وظیفه شناس ، شجاع ، متین ، مقاوم ، موٌدب ، شریف، معتدل و بلندنظر باشد و برکنار از تلوٌن مزاج ، حسد ، کینه ، دون همتی ، بخل ، تنبلی ، تملق گویی ، بیهوده گویی وتند خویی باشد.

30. با شیوه های پرورش و روش های آموزش آشنا باشد.

31. فن تدوین وتربیت اطفال را بداند.

32. توانایی استقرار عدالت در مدرسه وکلاس را دارا باشد.

33. وظیفه شناس باشد و در ایجادنظم وامنیت محیط آموزشی خود کوشا باشد.

34. به شغلش مفتخر باشد و عملش رابا نیت قربت انجام دهد و از خدمت خودلذت ببرد.

35. از طبقه بندی دانش آموزان در صورتی که به لحاظ استعداد مختلف باشند، پرهیز نماید.

36. به پرسش های دانش آموزان توجه داشته باشد و عادلانه پاسخ گوید به حدی که هیچ کس از سوال کردن محروم نماند.

37. به توسعه فعالیت های گروهی توجه داشته باشد.

38. به افراد ممتاز وسرآمد کلاس به عنوان سه گروه مسئولیت تقویت درسی دانش آموزانی که متوسط یا ضعیف هستند واگذارکند.

39. عوامل مهمی که رشدعلمی دانش آموزان را به تعویق می افکند بشناسد وازآنهااجتناب کند.

40. کلامی که به کار می گیردخود درس علم وعبرتی برای متعلٌمان باشد.

41. محبت وعظمت در نگاه او باشد نه در آنچه بدان می نگرد! چرا که نهال دوستی ومحبت در دل انسان ریشه وسایه آن بر اشیا می افتد.

42. برخی از لغزش های دانش آموزان را با نظر اغماض بنگرد واز آن در گذرد.

43. شمع معرفت و چراغ شهود در دل ها برافروزد تا در پرتو آن گوهر دانش بیفشاند.

44. سخن به اندازه گوید و ازگفتار بیهوده بپرهیزد.

45. گمان بد نبرد و تحقیق نکرده قضاوت نکند و پس از آنکه حقٌی مسلم شد در تصمیم گیری قاطع باشد.

46. نه کسی را تحقیر کند و نه به حقارت تن دهد.

47. دانش آموزان را بیهوده سرزنش نکند و آنان را آزار ندهد.

48. آنی از نعمت های خدا غافل نماند و پیوسته از او استعانت جوید.

49. دانش آموزان در کنار او احساس امنیت و آرامش کنند.

50. احساس مسئولیت را به دانش آموزان بیاموزد.

51. ایمان و تقوا را از راه تفکٌر در خلقت و شناخت انسان آموزش دهد.

52. کلاس او به گونه ای باشد که شوق فراگیری علم وحکمت در دانش آموزان ایجاد شود.

53. رفتار و گفتارش ، دانش آموزان را به یاد خدا و اولیا الله بیندازد.

54. از قبول مسئولیت نگریزد.

55. در پی جست وجوی تقصیر در متعلمان نباشد.

56. الگوی ایمان ، معیار محبت وکانون مهرورزی باشد.

منبع:

1- کاربرد روانشناسی در آموزشگاه تالیف:دکتر مقدم

2- زمینه تربیت اثر: دکتر علی قاسمی

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 0:50  توسط  مهرعلي گراوند   | 

شاد زيستن ، شادمانه از زندگي لذت بردن ، به غم و غصه خنديدن و از لحظه لحظه زندگي لذت بردن و براي تک تک اين لذت ها و زيبايي ها از اعماق وجود هورا کشيدن ، حق هر انساني است و اساسا هر موجود زنده اي براي اين کارآفريده شده است و بايد اين چنين باشد . اگر احساس مي کنيد زندگي براي شما بيش از حد جدي و حزن انگيز است و نمي توانيد براحتي سهم شادي و خوشحالي خود را از لحظات شبانه روز خود بگيريد،اصلا نگران نباشيد.هر کدام از 6نسخه زير معجزه مي کنند و مي توانند شادي و نشاط را به زندگي شما بيفزايند. اگر آماده هستيد نسخه ها را با هم مرور مي کنيم : شادي يک انتخاب دروني است و در نهايت اين شما هستيد که آن را انتخاب مي کنيد.بي دليل اوضاع و شرايط و کمبود امکانات و امثالهم را دليل غصه و غم دائمي خود ندانيد حتي در بدترين شرايط و در مواقعي که مصيبت ها و بلاها از حد گذشته اند و هيچ کس اميد و توان يک لبخند کوچک را ندارد ، شما هنوز هم مي توانيد مانند بمب شادي در دل اندوه منفجر شويد و مجلس را دگرگون کنيد.

همان طور که خيلي مواقع غم يک انتخاب است ، شادي هم بسياري از اوقات برگه انتخابي است که از سوي شما در مقابل دنيا و اتفاقات آن بر زمين کوفته مي شود.هنگامي که غم و غصه و ماتم شما را فراگرفت و چاره اي جز قبول آن نداشتيد، غم را بپذيريد و مقابل آن نايستيد، همراه غم راه نرويد و از دريچه نگاه غصه به دنيا نگاه نکنيد ، خودتان را کنار بکشيد و بگذاريد کاروان غم و غصه با همه دردهاي جانکاهي که همراه دارد از کنارتان بگذرد حتي اگر مي توانيد با لبخند و نگاهي مهربانانه دل خسته اي را شاد کنيد.شادي لحظه به لحظه در زندگي ، انعکاس و نتيجه تلاش شادسازي و شادي آفريني است و هر چه بيشتر دل ديگران را با کلام و حتي حرکتي مهربانانه شاد سازيد،هزاران بار بيشتر شادي و سرور وجودتان را دربر مي گيرد.

جسم خود را در شادي روح شريک کنيدشما تنها يک روح مستقل و صاحب اختيار نيستيد که حق داشته باشيد تمام لذايذ و شادي هاي دنيا را فقط براي خودتان بخواهيد و براي اين کار از جسم خود مايه بگذاريد. شما بايد جسم و کالبد خود را هم در شادي هاي خود سهيم گردانيد و فراموش نکنيد روح در اين جهان در سراسر اين کالبد گسترش يافته است و هر بخش جسمتان ، بخشي از روح شماست و حق دارد در شادي و نشاط
شما سهيم شود.

هرگز سعي نکنيد با عذاب دادن ، آسيب رساندن به جسم و اندامتان به شادي و نشاط برسيد. بهداشت را رعايت کنيد ، ورزش کنيد، غذاي مناسب بخوريد، هر وقت بيکار شديد از جا بپريد و تحرک داشته باشد، هرگز با تزريق مواد مخدر و مصرف دخانيات و آسيب رساندن به اندامتان سعي نکنيد خودتان را آرام و به ظاهر خوشحال سازيد.خوشحالي و شادماني واقعي و بدون پشيماني تنها زماني وجود شما را در بر مي گيرد که جسم و روحتان هر دو همزمان و به يک اندازه در اين شادي سهيم باشند

سپاسگزار و راضي باشيدپول و مال و منال داشتن بسيار عالي است و مي تواند باعث نشاط و شادي شما وهزاران نفر ديگر شود، هيچ کس منکر آن نيست ، ولي به شرطي که شادي بسته اي نباشد که در آخرين منزل همراه پول و مکنت تقديم من و تو مي شود و ما مجبور باشيم در طول مسير دائم غمگين و مضطرب باشيم.

شادي واقعي شادي در حين عمل است و شادي هايي مجموعه جمع شده اين تجربه هايشاد بودن است که به صورت انرژي خارق العاده اي انسان را به فضاي جديدي از معرفت و آرامش مي برد. براي اين که در حين عمل و در مسير حرکت به سوي خوشبختي شاد باشيم ، بايد از لحظه لحظه سفر خود راضي و شکرگزار باشيم و اين ميسر نمي شود مگر آن که دستان خود را در مقابل خويش گره بزنيم و از اعماق دل شکرگزار خالق هستي باشيم و سپاسگزار نگاهش که يک دم ما را تنها نمي گذارد و هميشه براي بخشيدن ما و گوش کردن به حرفهاي ما حاضر و آماده است.

شاد زيستن معناي خنده و قهقهه در مراسم عزا را نمي دهد. شاد زيستن به اين معنا نيست که هنگام بروز مصيبت ها به رقص و پايکوبي بپردازي. غم يک حالت طبيعي ولي گذراست و بعضي مواقع حق دارد وجود ما را بگيرد. اما هرگز نبايد اجازه دهيم غم و غصه در دل ما منزل کند و در اندرون ما جا خوش کند

او بايد بيايد و براي مدتي تمام وجود ما را دربر بگيرد و بعد برود و جايي خود را به صاحب واقعي منزل يعني شادي و سرور بدهد. تنها با پذيرش غم و
اندوه و مصيبت است که ظرفيت و غلظت شادي ما افزايش مي يابد و ما لايه هاي جديدي از سرور و انبساط خاطر و رضايتمندي را کشف مي کنيم.
دل خود را از کينه خالي سازيد و همه (حتي بدترين مردم) را دوست داشته
باشيد و برايشان دعا کنيد. غم و غصه بهانه مي خواهد اما شادي و نشاط چنين نيست.بهانه اندوه و غصه ، هجرت عشق و آمدن کينه و نفرت به خانه دل است ، پس عشق و دوستي را دوباره به دل راه بدهيد و بگذاريد عشق از پستوي خانه بيرون آيد و به تجلي برخيزد و شادي را در وجودتان بپراکند. شادي انفرادي نيست.هر وقت غمگين شديد، چيزي به کسي ببخشيد ، کلامي محبت آميز را به انساني هديه کنيد، گلي براي دوستي بخريد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/19ساعت 19:52  توسط  مهرعلي گراوند   |