تبليغاتX
عشق معلمی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت 8:24  توسط  مهرعلي گراوند   | 

لامارتین : منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود.

امرسون : تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است .

« شیلر » شاعر انگلیسی : هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است

ناپلئون : اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟

آناتول فرانس : زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست

گوته : زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است. برنارد شاو : زن شاهکار خلقت است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت 8:22  توسط  مهرعلي گراوند   | 

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 8:4  توسط  مهرعلي گراوند   | 

روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد.

او يك آكواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه‌اى در وسط آكواريوم آن ‌را به دو بخش تقسيم ‌کرد.

در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود..

ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.

او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامرئي كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد…

پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است!

در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت.. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواريوم نيز نرفت !!!

می دانید چـــــرا ؟

ديوار شيشه‌اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 10:27  توسط  مهرعلي گراوند   |