|
|
|
|
|
داستان - عالم فروتن گويند که زماني در شهري دو عالم مي زيستند . روزي يکي از دو عالم که بسيار پرمدعا بود ? کاسه گندمي بدست گرفت و بر جمعي وارد شد و گفت :اين کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و ... ) و سپس دانه گندمي از آن برداشت و گفت : اين دانه گندم هم فلان عالم است ! و شروع کرد به تعريف از خود . خبر به گوش آن عالم فرزانه رسيد . فرمود به او بگوئيد :آن يک دانه گندم هم خودش است ? من هيچ نيستم... |
||
|
|
|
|
|
دو علم از میان علوم از بقیه دشوارترند، سیاست و تعلیم و تربیت. «كانت» |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/29ساعت 12:53 توسط مهرعلي گراوند
|
||
|
|
|
|
|
داستان - ناصر خسرو ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود. شبی در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج میهمان چوپاني شد. نیمههای شب صدای فریاد و ناله شنید. برخاست و از خانه بیرون آمد. صدای فریاد و نالههای دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش میرسید. مبهوت فریادها و نالهها بود که شبان دست بر شانهاش گذاشت و گفت: این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد . هر از گاهی شبها نالههایش را میشنویم. چون در بین ما نیست همین فریادها به ما میگوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال میشویم که نفس میکشد. ناصر خسرو گفت: میخواهم به پیش آن مرد روم. مرد گفت: بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد. ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود. مرد به آن دو گفت از جان من چه میخواهید؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم. ناصر خسرو گفت: من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده، اگر عاشقی همراه من شو. چون در سفر گمشده خویش را باز یابی. دیدن آدمهای جدید و زندگیهای گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت. در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود... چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم برویم. چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود. سالها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش باز گشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت. ارد بزرگ میگوید: “سنگینی یادهای سیاه را با تنهایی دو چندان میکنی. به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها سهیم شو. لبخند آدمیان اندیشههای سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود. ” شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانهای بسازند، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند. |
||
|
|
|
|
|
حضرت علي(ع) ميفرمايد: |
||
|
|
|
|
|
داستان- شرط بندي پيرزن یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد. پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید: راستی این پول زیاد داستانش چیست؟آیا به تازگی به شما ارث رسیده است؟ زن در پاسخ گفت: خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید ! مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد : بیست هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ده صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ده صبح برنامه ای برایش نگذارد . روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت . پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد . مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد . وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد . پیرزن پاسخ داد : من با این مرد سر یکصد هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کنه . |
||
|
|
|
|
|
هماهنگي خانه و مدرسه در بيشتر محافل علمي كه پيرامون امر خطير تعليم و تربيت بحث و گفتگو ميشود، غالباً به موضوع هماهنگي خانواده و مدرسه پرداخته ميشود، در صورتي كه در داخل اين دو نهاد كمتر به موضوع هماهنگي و انسجام توجه شده است. لذا در بحث آموزش و پرورش كلاسيك و در بعد تربيت ميتوان به عوامل زير اشاره كرد:
بنابراين عليرغم اينكه بخش عظيمي از بودجهي كشور به برنامهريزي و توسعهي نظام آموزشي اختصاص پيدا ميكند، نبايد بهرهوري و كارآيي دروني نظام آموزشي را از نظر دور داشت. |
||
|
|
|
|
|
فرستادن دانشآموزان به دفتر مدرسه اگر از معلمانی هستیم که مشکلات خود را نمیتوانند در خود کلاس حل کنند و با هر بهانهای دانشآموز را روانه دفتر مدرسه میکنند، باید در صحت و کارایی روش خود تردید کنیم. آیا تاکنون به احساسات دانشآموزی که از کلاس طرد شده و روانه دفتر مدرسه شده است، فکر کردهاید؟ فاصله بین کلاس و دفتر، بستری است برای از بین رفتن اعتماد نسبت به معلم و ایجاد کینه و نفرت و قبول عدم شایستگی خود. شاید معلم یکی دوبار آن هم در ظاهر بتواند با این روش کلاس را تحت کنترل درآورد، ولی بعد چه میشود؟ وقتی بچهها فهمیدند که معلم برای اداره و کنترل کلاس جز فرستادن به دفتر مدرسه وسیلهای ندارد، آیا کلاس به محیطی سرد و دلهرهآفرین تبدیل نمیشود؟ هر کلاس، چون موجودی زنده و متفاوت با سایر کلاسها، غذا میخواهد، روحیه میخواهد، به تربیت و مراقبت و رسیدگی نیاز دارد تا بتواند در مسیر رشد گام بردارد. آنان که بیتوجه به این موضوعات در جستوجوی کلاسهای مرتب و باانضباط و بدون مشکلاند، باید در اندیشه خود تجدید نظر کنند. هیچ معلولی بدون علت به وجود نمیآید و هیچ موضوع تربیتی بدون سرمایهگذاری و بهکارگیری روشهای درست، انجام نیکو نمییابد. هیچ گلی بیدلهره به بار نمینشیند، پس ما چگونه میتوانیم از کلاسی که کوچکترین تلاشی در بهبود و رشد و تکامل آن به کار نبستهایم، انتظار بالندگی داشته باشیم؟ این گونه انتظارهای بیپایه و بیدلیل است که منجر به ناگواریها، ناکامیها و تلخیهای محیط آموزشی میشود. |
||
|
|
|
|
|
زیادهروی در مهر و محبت و دوستی در کنترل کلاس پارهای از معلمان برای کنترل و اداره کلاسشان از محبت و دوستی بیش از اندازه بهره میجویند. این روش نیز آفتهایی دارد که یک معلم کارآزموده باید بدانها توجه داشته باشد. بزرگترین آفت، فراموشی و گم و گور شدن سرپرستی و هدایت است. در تمام جریانات تربیتی، موضوع تربیت نباید فراموش شود. در این کلاسها موضوع تربیت دگرگون میشود، اطاعت از بین میرود و سردرگمی و هرج و مرج شایع میشود. شاگردان اينگونه كلاسها در پی الگوهای تربیتی نیستند. آرامشی بیپایه و پرورشی بیاساس بر کلاس حاکم میشود. از اشتباهات و خطاها چشمپوشی میشود. همه چیز به صورت عادی درمیآید و اصلاح رفتارهای ناشایست کودکان با این روش ممکن نیست. بنابراین مهر و محبت و دوستی، گرچه تأثیری اعجازگونه دارند، اگر با تدابیر تربیتی دیگری همراه نباشند، اثر مناسبی نمیبخشند. |
||
|
|
|
|
|
معرفي استان لرستان
استان لرستان با مساحت 28064 كيلومتر مربع درغرب كشور پهناور ايران واقع شده و 7/1 درصد مساحت كشور را به خوداختصاص داده است.اين استان بابيش از000/600/1 نفرجمعيت 2/6 درصد جمعيت كشور را دارا است. بنابراين استان لرستان ازحيث جمعيت رتبه چهاردهم را بين استانهاي كشور داراست. اشترانكوه با 4150 متر ارتفاع بلندترين نقطه استان لرستان است.پست ترين مكان درجنوبي ترين نقطه استان واقع شده است وارتفاع ان از سطح دريا 500متر است.براساس آخرين تقسيمات كشوري استان لرستان داراي 9شهر12شهرستان 25بخش 81دهستان و2842 آبادي داراي سكنه بوده و مركز سياسي آن شهرخرم آباد است. شهرستان هاي استان عبارتند از: كوهدشت - خرم آباد - بروجرد - اليگودرز- درود- ازنا - دلفان – سلسله - پلدختر |
||
|
|
|
|
|
استفاده از پند و اندرز در کنترل کلاس پند و اندرز گرچه در آغاز نتیجه میدهد، اما نمیتوان از آن به عنوان وسیلهای مطمئن، سودمند و همیشگی برای اداره کلاس استفاده کرد. در چنین شرایطی کلاس حالت جدی به خود میگیرد، انعکاس صدای معلم و سکوت کلاس در هم میآمیزند، معلم سخنانش را تمام میکند و فکر میکند که کارش را بهخوبی انجام داده است، ولی اندکی بعد همان ماجراهای قبل تکرار میشود. معلم از اینکه بچهها به حرفهایش وقعی نمیگذارند، ناراحت است، غافل از اینکه شناخت او از حالات روانی – عاطفی بچهها، ناقص و اندک میباشد. |
||
|
|
|
|
|
استفاده از خشونت در کنترل کلاس معلمانی که برای برپایی قانون در کلاس، از زور، خشونت، تهدید و آزار استفاده میکنند، دروغگویی را در بین دانشآموزان رواج میدهند، ارزشهای اخلاقی و انسانی را در آنها نابود میکنند و در جهت آموزش خودکامگی و بیرحمی گام برمیدارند. در چنین فضایی شاگردان عادت میکنند تنها در مقابل زور، فرمان برند و با زور فرمان برانند، و وقتی زور از بین رفت، فرمانبری و انجام وظیفه نیز از بین میرود. |
||
|
|
|
|
|
استفاده از مقررات خشک در کنترل کلاس در کلاسهایی که مقررات خشک بر آنها حاکم است، هیچ رابطه عاطفی بین معلم و شاگرد برقرار نمیشود. شاگرد، معلم را به چشم بیگانهای مینگرد که مأمور است چند مطلب علمی را به او یاد دهد. او درس را با اکراه میخواند، تکالیفش را با نارضایتی انجام میدهد، زود خسته میشود، از کلاس لذتی نمیبرد و گاه سعی میکند سکوت رخوتبار کلاس را با رفتارهای غیرمعمول بشکند، که در این صورت با عکسالعمل تند و تیز معلم روبهرو و وضع بدتر از قبل میشود. در این نوع کلاسها، معلم نیز متقابلاً از کلاس خسته میشود و روحیهاش را از دست میدهد. تدریس خشک به معلم نیز نمیچسبد. بعضی از معلمان، با وضع قوانین بیش از حد، شاگردان را سردرگم میکنند. شاگرد نمیداند به کدام قانون، در کجا، چه وقت، چگونه و چرا باید عمل بکند، به عبارت دیگر هدفهای اصلی تربیتی در لابهلای مقررات ریز و درشت گم میشود و از بین میرود. |
||
|
|
|
|
|
پژوهشسرا مكاني براي گسترش پژوهش از آغاز کار مدارس جدید در کشورمان ایران، آموزش علوم تجربی نیز در کنار علوم انسانی جزء برنامههای درسی قرار گرفت و فیزیک، شیمی و علوم طبیعی هم تدریس میشد. این تدریس بیشتر در جهت انتقال مفاهیم علمی از کتابهای درسی به ذهن دانشآموزان بود و چون نه معلم آموزشدیدهاي داشتیم و نه کتابهای مناسب، اغلب همان مفاهیم علمی نیز به صورت ناقص منتقل ميگشت و دانشآموزان پس از گذرانيدن امتحانات آخر سال، آموختهها و یادگیریهای خود را فراموش میکردند. سالها گذشت و روش آموزش و امتحان همان بود که بود! اما آرام- آرام با اقتباس و بهرهگیری از سیستمهای آموزشی نوین جهان، برنامههای جدیدی مطرح و دنبال شد که امیدهای فراواني را در پی داشت. یکی از این برنامهها، تأسیس پژوهشسراهای جوان دانشآموزی است. پژوهشسراهای جوان، مراکز دانشآموزیاي هستند که به منظور آشنایی و گسترش فرهنگ تحقیق و پژوهش در میان آیندهسازان ایران اسلامی، هدایت استعداد و رشد و پرورش خلاقیتهای آنان، نخبهپروری، تولید علم و فعالیت در راستای جنبش نرمافزاری که مورد تأکید ویژه مقام معظم رهبری میباشد [در واقع برقراری و ایجاد پل ارتباطی مابین آموزش و پرورش و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی]، در سال 1382 تاسیس گردیدند. در این مراکز، دانشآموزان میتوانند با ارايه معرفینامه از مدیران مدارس هر منطقه در طول تمامی روزهای هفته به غیر از ایام تعطیل از ساعت 8 صبح تا 18 عصر، با بهرهگیری از کلیه امکانات، توانمندیها و برنامههای متنوع اردویی و آموزشی موجود در پژوهشسراها، به صورت فردی یا گروهی به پژوهش و تحقیق بپردازند. هماکنون 250 پژوهشسرا به طور رسمی، با مجوز و حمایت مالی ستاد «طرحهای کیفیتبخشی در آموزش و پرورش نظري و پيشدانشگاهی» و تحت نظارت معاونت آموزش نظری و مهارتی (پرورش استعدادهای درخشان) آموزش و پرورش هر منطقه، در سراسر کشور راهاندازی شده و فعالیت مینمایند. مهرماه 1385 به اتفاق همسر محققم كه پژوهشگري جانباز است- جناب استاد محمد زارع تیموری- توفیق دیدار از یکی از این پژوهشسراها، وابسته به منطقه 5 آموزش و پرورش شهر تهران، واقع در خیابان آیتالله کاشانی، بالاتر از میدان علامه محمدتقی جعفری (نور سابق)، جنب خیابان شقایق، نصيبم گردید که نتیجه آن بازدید، بر امیدهایم به آیندهي نسل جوان كشور افزود. در ابتدا ضمن بازدید از محوطه، کلاسها و امکانات مختلف این مرکز آموزشي- پژوهشی، به منظور آشنایی بیشتر با اهداف و برنامههای آن، به محل کار برادر «محسن مطلّبی» مدیر محترم پژوهشسرا رفته و در آنجا چندین ساعت با همدیگر گفتگو و مذاکره به عمل آوردیم. ایشان فردی دلسوز، خوشفکر، ساعی و پرتلاش است که توانسته بسیاری از دانشآموزان مدارس منطقه را به این پژوهشسرا جذب کرده و آنها را در انواع فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و تحقيقات علمی- کاربردی درگیر سازد. برادر مطلبی در حین سخن، اثر پژوهشسراها را در کیفیتبخشی به یادگیری دانشآموزان شرح داده و گفتند، این مراکز در تلاش برای یافتن و تشویق نوآورانی هستند که میتوانند با خلاقیتهای خود، آموزش و پرورش را متحول سازند و پژوهشسراهای دانشآموزی محل رشد و پرورش چنین نوآورانی خواهند بود. در برنامههای این پژوهشسرا، آزمایشگاههای علوم پایه (زیستشناسی، شیمی، فیزیک) اردوها و کلاسهای گوناگون (نجوم، رُباتیک، ربوکاپ، استعدادهای خلاق، داستاننویسی، آشنایی با ادب و عرفان اسلام و ایران، آي.تي و رایانه)، انجمنهای علمی (علمی مرکزی، علوم و معارف دفاع مقدس)، برنامههای پژوهشی (پژوهش در ادیان، تقویمپژوهی) و نیز هیأتهای علمی رابطان جشنوارهي جوان خوارزمي و ... گنجانيده شده است و هدايت اين برنامهها و گروههاي دانشآموزي را چند مربی فرهیخته و علاقهمند بر عهده دارند که با آگاهی و هنرمندی بسيار، مشوق دانشآموزان بودند. به طور کلی آنچه در پژوهشسرای جوان منطقه 5 مشاهده کردم، محیطی پویا براي کار علمی، فعالیتهاي فردی و گروهی، مشارکت، همفکری و پژوهش بود که میتواند زمینه بروز خلاقیت و نوآوری نسل جوان را فراهم آورد. در اينجا بود كه احساس نمودم با وجود پتانسیل دهها هزار نفری دانشآموزان و فرزندان کارکنان وزارتخانهها و سازمانهای ردههای تابعه در درون خانوادهها و نیز در برنامههای سه ماهه طرح تابستاني هر سال، بدون الهام و الگوگیری از شیوههای این مراکز و بیتوجهی به بحث پژوهشمحوری در ميان خانوادهها و فرزندان کارکنان، پرداختن به امر تحقیق و پژوهش در سطح وزارتخانهها و سازمانهای کشوری و لشکری، کاری ابتر و ناقص خواهد بود. به ویژه آن که در طرحهای تابستانی، چون اکثر دانشآموزان تحت پوشش مستقیم مراکز مختلف فرهنگی قرار میگیرند، تابستان بهترین زمان برای آشنا نمودن آنها با امر تحقیق و پژوهش و نیز نهادینه ساختن این مهم در میان خانوادههای کارکنان به منظور پر نمودن اوقات فراغت سالم آنها میباشد. باشد که با برنامهریزی شایسته مسوولان سازمانها و همکاری خانوادهها، فرزندانمان را کمکم با روشهای نوین علمی آشنا نموده و از هر دانشآموز ايراني، یک چشمه علم و معرفت بسازیم تا بجوشند و عقبماندگیها را جبران نمایند. |
||
|
|
|
|
|
گسترش فرهنگ تحقيق و پژوهش در مدارس مقدمه: تحقيق و پژوهش در كشف حقايق و شناخت مسائل، ضرورتي ناگزير است. از همين رو فلاسفه، علما، دانشمندان و پژوهشگران رشتههاي علمي مختلف همواره براي يافتن پاسخ سؤالات خود، به دنبال تحقيقاتي بودهاند كه از صحت و اطمينان بيشتري براي رسيدن به حقيقت و تشخيص مسائل برخوردار باشند. مسأله تحقيق در حوزه تعليم و تربيت كه محور اصلي آن انسان است، از اهميت و حساسيت بيشتري برخوردار است. در شرايط كنوني آگاهي از روشهاي متنوع تحقيق، اين امكان را براي پژوهشگر بهوجود ميآورد كه با توجه به موضوع تحقيق، روش مشخصي را اختيار كند و كار تحقيقي خود را به انجام برساند. از گذر تمرينها و فعاليتهاي پيگير تحقيقاتي، بهتدريج محقق به جايي خواهد رسيد كه خود ميتواند درباره مسائل جامعه، با خاطري مطمئنتر و چشمي بازتر به پژوهش بپردازد و از اين طريق كمبودي را كه در حال حاضر در اثر فقدان روشهاي مدرن تحقيق به چشم ميخورد، به نحوي جبران كند. نقش تحقيق و پژوهش در مدارس فراهم نمودن شرايطي براي تحقيق، پاسخي به نياز جوانان و نوجوانان براي مطالعه است. اگر امروز ذهن كودك و نوجوان، به تحقيق و پژوهش گره نخورد، فردا در انجماد و ركود ذهنها كه به نخواندن عادت كردهاند، اميد روئيدن و شكفتن نميتوان بست. بايد در كنار مطالعات درسي، فرصتهايي فراهم آورد تا دانشآموزان همراه با معلم به كتابخانه بروند و از همان آغاز روش بهرهوري از كتاب و شيوهي درست تحقيق و پژوهش كردن را بياموزند و اين وابسته به آن است كه نخست كتاب و كتابخانه را دريابيم و باور كنيم كه هيچ ستمي بزرگتر از اين نيست كه براي «فكر» دانشآموزانمان چارهجويي نكنيم. بايد شعلهي شوقي را كه در جان كودك و نوجوان است برافروزيم و بر تب مطالعه و تحقيق و پژوهشگري وي بيفزاييم تا رهآورد اين نسل، فردايي باشد بارور و شكوفا، با انسانهايي كه هيچ لذتي را با لذت مطالعه و تحقيق معاوضه نميكنند. تحقيق در مدرسه، راهي براي «انديشهورزي» است. بنابراين نميتوان مسأله تحقيق در كلاس درس را وظيفه دانست، يا آن را با تكليف درسي همسنگ كرد. به بيان ديگر، نميتوان تحقيق در مدرسه را تحميل كرد زيرا هر امر تحميلي بيزاري و خستگي ميآورد و وارد دنياي يادگيريهاي ثمربخش نميشود. ايجاد فضا براي تفكر جوشان، آغاز حركت براي جستوجو، كنجكاوي، تفحص، بررسي و تحرك است كه همه اين واژهها را ميتوان در واژهي تحقيق خلاصه كرد. ابتدا بايد دانهي راز و رمزي يا مسأله و معمايی را در ذهن دانشآموزان كاشت و آبياري كرد تا سبز شود، نهال شود، جلوه كند، بارور شود و ميوه دهد. پيشنهادها: 1- به دانشآموزان در مقاطع مختلف براي دستيابي به پاسخ مسائل حلنشده كمك كنيم. 2- تفكر منطقي و روحيه كاوشگري در دانشآموزان را پرورش دهيم. 3- مهارتهاي مشاهده، مصاحبه و توصيف دقيق مسائل را به دانشآموزان به خوبي آموزش دهيم. 4- تفكر و نگرش دانشآموزان را نسبت به تحقيق و پژوهش اصلاح كنيم، زيرا بزرگترين مانع در سر راه تحقيق غالباً نگرش و ديد كنوني شاگردان است. 5- فرهنگ تحقيق و پژوهش در ميان دانشآموزان را با عادت دادن آنها به تفكر منطقي و به وجودآوردن محيطي براي يادگيري كه از ابهامات و اسرار برخوردار باشد، گسترش دهيم. 6- افق ديد و جهانبيني علمي دانشآموزان را گسترش دهيم تا روحيه تحقيق در آنها نهادينه شود. 7- مدارس شيوههاي نو را آزمايش و تجربه كنند و خود پديدآورندهي هرگونه تحول و نوآوري در آموزش باشند تا دانشآموزان از طريق تحقيق فعال به سطح بالاتري از درك و فهم برسند. 8- دانشآموزان را با مسائل مجهول و حلنشده درگير كنيم، همانطوري كه فرانكلين دانشمند و نويسنده قرن هيجدهم ميگويد: «اگر به من بگويي، فراموش ميكنم، اگر به من بياموزي، به خاطر نميآورم، اما اگر تحقيق كنم ياد ميگيرم». 10- به دانشآموزان مطالبي آموزش دهيم كه آنها را به تحقيق وادار كند تا خود به فكر افتند و آنچه را كه نميدانند، يا آنچه را كه ميخواهند بدانند، كشف كنند. 11- انگيزه يادگيري مطالب نو را در دانشآموزان ايجاد كنيم زيرا يادگيري بدون انگيزه، سد راه تحقيق و كشف مسائل و مطالب جديد ميشود. 12- توجه داشته باشيم كه گسترش فرهنگ تحقيق نيازي به ياد دادنهاي دشوار ندارد. فقط بايد كنجكاويهاي شاگردان را برانگيخت تا آنها خود به امر تحقيق بپردازند. با بر هم زدن تعادل ذهني دانشآموزان، آنان را به تحقيق وادار كنيم زيرا عشق به دانستن مهمتر از خود دانستن است و ارزش هر شاگرد به ميزان سؤالاتي است كه در ذهن خود ميپروراند. مقاله چاپ شده مهـرعلي گراوند (كوهدشت لرستان) در نشريه نگاه به رويدادهاي آموزش و پرورش شماره 315 مهرماه 1386.
|
||
|
|
|
|
|
نقش معلم دراولين برخورد با دانش آموز يكي از عوامل بسيار مهم در موفقيت معلم، چگونگي برخورد او با دانشآموزان در اولين روزهاي حضور در كلاس درس است. متأسفانه خيلي از مواقع اين عامل مهم مورد غفلت قرار ميگيرد و گاهي ديده ميشود كه ديدگاه برخي همكاران اين است كه در همان روزهاي اول به گونهاي برخورد كنند كه تا آخر سال كلاسي به ظاهر ساكت داشته باشند و دانشآموزان را سر به راه كنند. صد البته نيت اين افراد آن است كه در اين فضاي آرام بتوانند به دانشآموزان، درس علم و ادب بياموزند ولي نتيجهاي كه عايد ميشود متأ سفانه برخلاف اين خواسته و آرزو، موجب پيچيدهتر شدن اوضاع ميشود و گروهي از دانشآموزان به خصوص در دوره راهنمايي و متوسطه در مقابل اين شيوه عمل معلم مقاومت ميكنند و همين عامل به افزايش پرخاشگري و رفتارهاي نابهنجار موجب ميشود. در دوره ابتدايي نيز به روند شكلگيري شخصيت آنها لطمه وارد ميشود و بهاي آموختن چند مطلب درسي را با داشتن شخصيتي منفعل و يا پرخاشگر ميپردازند. يكي از زمينههاي اصلي آموزش و پرورش موفق، آن است كه معلم در نگاه دانشآموزان به عنوان چهرهاي محبوب و دوستداشتني جلوه كند و با اين ويژگي است كه دانشآموز ميتواند با برقراري يك رابطه عاطفي مثبت به معلم خود اعتماد كند، به درس و مدرسه علاقهمند شود و انگيزش دروني او برانگيخته ميشود. يكي از مهمترين اركان اين ارتباط آن است كه معلم و دانشآموز نسبت به همديگر سابقه ذهني منفي نداشته باشند. در اين روند اولين ديدارهاي معلم و دانشآموز در كلاس درس نقش تعيينكننده دارد، مانند هر بزرگسال ديگر در اولين ارتباط دانشآموز با معلم برداشت نسبتاً پايداري از شخصيت معلم در او به وجود ميآيد. اگر در اين روزهاي اوليـه در ذهن دانشآموز نسبـت به معلم نگرش منفي ايجاد شود، ذهنيت او نسبت به معلم و تدابير تربيتي او به شدت تحت تأثير اين نگرش منفي قرار ميگيرد و تا آخر سال تلاشهاي معلم را بيثمر يا كمثمر ميكند. «كوهن» درمورد تأثيرات اوليه برخورد معلم با دانشآموزان در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد كه تأثيرات اوليه برخورد معلم با دانشآموزان به گونهاي پايدار تا آخر سال حفظ ميشود. او در اين پژوهش دريافت كه ديدگاه دانشآموزان نسـبت به معـلم در همـان دو سـه جلـسه اول شـكل ميگيرد و از آن به بعد به ندرت تغيير مييابد. ميزان همبستگي اين تأثير اوليه بين ارزشيابي اول كه بعد از دومين جلسهي درس انجام گرفته، در مقايسه با نتايج ارزشيابي دوم كه در آخر ترم تحصيلي انجام گرفته است، 85 درصد بوده است. نكتهي جالبتري كه كوهن در اين تحقيق به آن دست يافت آن بود كه علاوه بر تأثيرات اوليه روش كار و برخورد معلم بر طرز فكر دانشآموزان، اغلب دانشآموزان پيش از ثبتنام و با اطلاع از حضور معلم خاص در كلاس از طريق ديگر دانشآموزان و ساير منابع درباره آن معلم اطلاعاتي را كسب ميكنند و همين عامل باعث ميشود كه خيلي زود نسبت به آن معلم و درس او طرز فكر ثابتي در آنان ايجاد شود. اين طرز فكر تقريباً تا پايان سال بدون تغيير باقي ميماند. براساس نظريه شرطي شدن كلاسيك، كودكاني كه براي اولين بار وارد مدرسه ميشوند به جز اندكي بيم و اميد، عاطفه مثبت يا منفي مشخصي نسبت به مدرسه و كاركنـان آن ندارند. فرض كنيـد يكي از آنها پس از ورود به مدرسه با استقبال گرم و لبخند محبتآميز معلم مواجه شود پس از تكرار اين رفتار براي چند روز از سوي معلم، خواهيد ديد كه كودك هر روز صبح زودتر از روز قبل خود را براي رفتن به مدرسه آماده ميكند و با چهرهاي خندان و خوشحال راهي مدرسه ميشود. كودك ديگري را درنظر بگيريد كه در همان روزهاي اول حضور در مدرسه به علت چند خطاي جزئي كه در اثر عدم سازگاري بين شرايط خا نه و مدرسه و يا عدم آشنايي با مقررات مدرسه، انجام داده است برخورد تند و خشن ناظم و يا مدير و يا معلم روبرو شده است، پس از گذشت اندك زماني مشاهده خواهيد كرد كه اين كودك به بهانههاي مختلف از رفتن به مدرسه سرباز ميزند و در لحظههايي كه قرار است خود را براي رفتن به مدرسه آماده كند، تمارض به سر درد و يا بيماري ديگر ميكند. در مورد اول، رفتار مثبت معلم موجب شد كه بر اساس اصل شرطي شدن دانشآموز نسبت به معلم، درس و محركات آموزشگاهي كه ظاهراً ربطي به معلم ندارند نيز عاطفه مثبت نشان بدهد. در مورد دوم نيز به طور طبيعي، رفتارخشن معلم و ساير عوامل آموزشگاه كه ابتدا موجب ترس و اضطراب دانشآموز نسبت به معلم و يا آن عامل آموزشگاهي بود، به معلم، مدير و نهايتاً به كل مدرسه تعميم پيدا ميكند. پس معلم موفق كسي است كه در روزهاي اوليه حضور خود در مدرسه با ايجاد محيط عاطفي مثبت از خود و درسي كه بايد ارائه بدهد، دانشآموزان را نسبت به خويشتن و موضوع تدريس خود علاقهمند سازد و آنگاه در اين زمينه به ارائه مطلب بپردازد.
|
||
|
|
|
|
|
راهكارهايي براي اصلاح ساختاري آموزش ابتدايي 1- تعطيلي يك روز از ايام هفته در مقطع ابتدايي جهت رفاه حال همكاران ابتدايي و انجام رتق و فتق امور اداري و آموزشي و شخصي همكاران و پُر كردن همان روز با ساعتهاي آموزشي، پرورشي، مطالعات اجتماعي و كارهاي فرهنگي و هنري كه مسؤوليت آن را مربيان پرورشي و ورزش و ... ميتوانند بر عهده گيرند. 2- پرداخت پنجاه و يا شصت ساعت اضافه تدريس و اضافهكاري در شرايط يكسان و عادي جهت همه آموزگاران مقطع ابتدايي با توجه به عدم وجود شرايط عادي اضافهكاري و اضافهتدريس. 3- اعطاي گروه در سنوات 3 و يا 4 سال جهت آموزگاران سختكوش بهجاي 5 سال فعلي بهمنظور تقويت رفاه مالي همكاران و بهمنظور نگهداري و تشويق آموزگاران در مجموعه آموزش و پرورش. 4- اعطاي گروه تشويقي به آموزگاران در قبال معلم نمونهي منطقهاي و استاني و يا در قبال دوبار انتخاب به عنوان معلم نمونهي منطقهاي . 5- ارفاق اعطاي امتياز گروه تشويقي جهت آموزگاران محترمي كه بهصورت متوالي امتياز ارزشيابي بالاتري در سال داشتهاند لكن ساير شرايط جانبي و محدوديتها مانع از استفاده از اين حق قانوني آموزگاران گرديده است. 6- تشكيل سازمان آموزش و پرورش ابتدايي و انتزاع آن از مجموعه وزارت آموزش و پرورش و انجام رويههاي مناسب تحول اداري و بهبود عملكرد در سازمان مربوط . 7- تكريم مناسب از آموزگاران مقطع ابتدايي در حوزههاي اداري بهخصوص در مناطق محروم كه با يك نظرسنجي و نيز تحقيقات غيرمحسوس و محسوس ميتوان به مظلوميت و مهجوريتهاي آنها پي برد. 8- استفاده از توان، تجارب، انديشه و مديريت و ... همكاران سختكوش آموزگار در سيستمهاي مديريتي آموزش و پرورش و پيادهسازي قانون چرخش شغل و توانمندمحوري نيروها؛ بهجاي طرد نيروها در آموزش و پرورش. 9- آسانسازي اداري آموزشهاي ضمن خدمت آموزگاران كه نقش بسيار اساسي در بازآموزي و كمك به رفع اشكالات درسي و ازدياد ميزان بهرهوري در آموزش دارد. ضمناً با كمال تأسف، اخيراً سقف دوره آموزش ضمن خدمت در يكسال، 40 ساعت گرديده و اين محدوديت آموزش دورهها، مانع از پيادهسازي شعار ارتقاي مهارتي و شغلي است. 10- انتخاب سرگروههاي درسي و نيز مسؤولان ارزشيابي درسي مقطع ابتدايي به وسيلهي آزمونهاي علمي و كتبي ساليانه . |
||
|
|
|
|
|
رايزني در مدرسه قال رسوالله (ص) لا مظاهره اوثق من المشاوره –هيچ پشتوانه اي مطمئن تر از مشورت نيست0 با يكي دوكس مشاوره كن در اموري كه پرخطر بيني كز يك آيينه پيش رونگري وز دو آيينه پشت سر بيني (سعدي ) در ادوار مختلف تاريخ بشري، همواره نوعي رايزني وجود داشته است، و براي مردم مسائل ومشكلات هر چند ساده وابتدايي پيش مي آمده وآنان دست استمداد به سمت كساني چون ريش سفيدطايفه وبزرگ خانواده دراز مي كردند0 امروزه مشكلات انساني پيچيده تر ودشوارتر شده وطبعا متخصصيني را مي طلبد كه در حرفه هاي كمكي نظير: روانپزشكي، روان درماني، مشاوره، مدكار اجتماعي وغيره تبحر كافي داشته باشند وبتوانند فرد را در رفع مشكلات كمك كنند0 انسان ناگزير است براي غلبه بر پيچيدگي هاي موجود با ديگران ارتباط برقرار كند وبا افراد متخصص وكارآمد مشورت كند. بنابراين مشاور مهمترين ركن برنامه هاي راهنمايي است وچون از صلاحيت علمي وتخصصي لازم برخوردار است، درحل مشكلات دانش آموزان نقش تعيين كننده دارد مشاور وقتي مي تواند در كار خود دقيق باشد كه از ويژگي هاي زير برخوردار باشد. از نگرشها، آرمانها، احساسات، ارزشها، تواناييها ومحدوديت هاي خود آگاهي كافي داشته باشد. از اعتماد به نفس ،سلامت روان وپايداري عاطفي برخوردار باشد. شخصيتي گرم وپذيرا ونسبت به ديگران علاقه مند باشد. احساسات وافكار شخصي خود را به مراجع تحميل نكند، در بارهي امري، به پيش داوري نپردازد واو را وسيله اي براي ارضاي نيازهاي رواني خود قرار ندهد. مطالعات انجام شده در مورد رابطهي بين فرار از مدرسه وبزهكاري نشان مي دهد كه فرار از مدرسه يكي از علل مهم بزهكاري كودك ونوجوان است. فرار از مدرسه را مي توان نشانه ناسازگاري كودك ويكي از رفتارهاي پيش بزهكاري دانست. در حقيقت فرار از مدرسه هشدار وزنگ خطري نسبت به ناسازگاريهاي جدي در زندگي كودك ونوجوان است. ترس از شكست ويا تكرار پايه، عقب ماندگي درسي، انضباط خشك وتنبيه شديد وبالاخره بي فايده وبي معنا بودن درس خواندن را مي توان از جمله علل فرار از مدرسه برشمرد. به طور خلاصه با توجه به موارد عنوان شده رسيدن به اهداف زير براي كساني كه كار مشاوره مي كنند مورد انتظار است0 1-كمك به دانش آموزان در شناخت بهتر خود به منظور ارتقاي سطح فكر واعتلاي هرچه بيشتر توانمندي هاي خويش. -كمك به دانش آموزان در كسب اطلاعات لازم در بارهي موقعيتهاي گوناگون زندگي به منظور ميل به سازگاري لازم. - كمك به دانش آموزان در انتخاب وتصميم گيريهاي مهم زندگي مثل انتخاب رشتهي تحصيل، شغل، همسر گزيني و…به منظور برخورداري از سلامت روان با افراد ديگر خانه، مدرسه وجامعه. با عنايت به اهداف فوق اميدواريم با همكاري وهمفكري ومشاورهي مناسب، دانش آموزان مستعد كشور عزيزمان ايران را به سمت تعالي معنوي وزندگي مطلوب سوق بدهيم0 منابع : 1- قائمي،علي؛ نظام حيات در اسلام، 1375 2- كنيك ساموئل؛ جامعه شناسي؛ ترجمهي مشفق همداني |
||
|
|
|
|
|
ويژگيهاي مدرسه با نشاط يك مدرسه با نشاط بايد ويژگيهايي داشته باشد که دانشآموزان را به مدرسه علاقهمند كند و سبب پيشرفت تحصيلي دانشآموزان شود. براي رسيدن به اين امر دانشآموزان بايد در کارهاي مدرسه نقش داشته باشند و از استعداد و تواناييها و همکاري دانشآموزان بهره گرفته شود. مدرسه با نشاط بايد معلم مدير و کارمندان با نشاطي داشته باشد در ضمن آنها بايد دانشآموزان را دوست داشته باشند و برايشان ارزش قائل شوند در مدرسه با نشاط با لحني تند و توهينآميز با دانشآموزان صحبت نميشود. اگر دانشآموزان موفقيتهايي به دست آورند مورد تشويق قرار ميگيرند. در مدرسه با نشاط همه استعدادهاي دانشآموزان مورد نظر مربيان و معلمان قرار ميگيرد نه صرفا يک استعداد. در مدرسه با نشاط سعي ميشود نظافت و بهداشت، دقيقا رعايت شود همچنين در فضاي مدرسه گلها و گياهان خوب و زيبا كاشته ميشود. در مدرسه با نشاط دانشآموزان لباسهايي با رنگ شاد ميپوشند نه لباس تيره. در اينگونه مدارس فعاليتهاي غير درسي در کنار فعاليتهاي درسي انجام ميشود. مانند کلاسهاي فوق برنامه بر اساس نياز و استعداد دانشآموزان. در مدرسه با نشاط به دانشآموزان تکاليف سنگين و سخت نميدهند زيرا ممکن است از درس دلزده شوند؛ بلكه سعي ميشود آموزشها به صورت عملي باشد. براي پيشرفت کارها از دانشآموزان هم نظرخواهي ميشود. اشتباهات دانشآموزان را سعي ميکنند با راهنمايي درست اصلاح کنند نه با تحقير. در مدرسه با نشاط دانشآموزان را با نمره انضباط تهديد نميکنند بلکه به او کمک ميکنند تا خوب و صحيح هدايت شود. در چنين مدرسهاي دانشآموز با علاقه وارد مدرسه ميشود و دوست ندارد كه مدرسه تعطيل باشد. مدرسه با نشاط چه تأثيري در ايجاد يادگيري دانشآموزان دارد؟ مدرسه با نشاط، محيط مدرسه را براي دانشآموزان شوق انگيز و شادي آور خواهد کرد. دانشآموزان در اينگونه مدرسهها با حوصله و شوق زياد به عمق مطالب درسي پي ميبرند و آنها را خوب ميفهمند، تجربه ميکنند و نيز آن را با حقيقت محيط زندگي خود مربوط ميسازند، از اين رو با ذوق و شوق به مدرسه ميآيند و اميد به موفقيت و زندگي در آنها تقويت ميشود، زيرا نشاط و شادابي ميتواند استعداد آنها را شکوفا سازد. |
||