تبليغاتX
عشق معلمی - داستان ( تفاوت واقعی بهشت و جهنم )


فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد. خداوند پذيرفت. او را وارد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه، نااميد و در عذاب بودند. هركدام قاشقي داشتند كه به ديگ مي رسيد ولي دسته قاشق ها بلندتر از بازوي آن ها بود، به طوري كه نمي توانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب آنها وحشتناک بود.

آنگاه خداوند گفت: اكنون بهشت را به تو نشان مي دهم. او به اتاق ديگري كه درست مانند اولي بود وارد شد. ديگ غذا، جمعي از مردم، همان قاشق هاي دسته بلند. ولي در آنجا همه شاد و سير بودند. آن مرد گفت : نمي فهمم؟ چرا مردم در اينجا شادند؟ در حالي كه در اتاق ديگر بدبخت هستند، با آنكه همه چيزشان يكسان است؟

خداوند گفت: خيلي ساده است، در اينجا آنها ياد گرفته اند كه يكديگر را تغذيه كنند. هر كسي با قاشقش غذا در دهان ديگري مي گذارد، چون ايمان دارد كسي هست که در دهانش غذايي بگذارد!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/14ساعت 11:4  توسط  مهرعلي گراوند   |